چرامنپارت

◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت8) ⸙ ━━━━━━━ ◈
خب اهنگو زیاد میکنیم که بریم برا پارت جدید 😎ااا بیا وسط💃💃💃خب شیرین کاری بسه بفرمایید پارت😂
٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠
درهمان لحظه مهراد از پشت درختا میاد بیرون
مهراد: ولی مگه قرار نبود مهراد منتظرمون باشه
ارمان؛ صدای شهاب انقدر نازک نیست برگشتم وبا دیدن موهای بور مهراد که پوز خندی رو لبش بود وتو حلقم بود رسما بی اختیار یه عدد جیغ فرا بنفش دخترونه کشیدم
شهاب: هو چته؛ مهراد اینجا چی میگه 😐
مهراد؛ با کامل کردن لبخندم گفتم: خب خوش اومدین
٠٠٠(از دید شیوا)٠٠٠
مهراد: چقدر دیر کرد اونکه گفت تو جنگله میرم دنبالش بگردم شاید گم شده
شیوا: باشه
.. مهراد میزنه بیرون
شیوا؛ شهاب منو ببینه تیکه پارم میکنه، کاش یه اتفاقی بیفته کاریم نداشته باشه، دلم انقدر براش تنگ شده که دلم میخاد تو بغلش فقط گریه کنم
تو همین فکرا بودم که با صدای جیغی بلد رشته افکارو پاره شد ورفتم سمت پنجره، شهاب که به مهراد زل زده بود
(ن: اخی بچم پنیک کرد 😂)
شیوا؛ با سرعت رفتم به سمت در، دویدم به سمت شهاب وقتی بهش رسیدم فقط سفت بغلش کردم
(ن: بچها شیوا کلا از همون بچه گیش خوانوادش شیوارو دوس نداشتن داستانشو باز براتون مینویسم وفقط داداشش تو این خوانواده بهش اهمیت میداده)
شهاب؛ مهراد چقدر عوض شده، متوجه چیز محکمی شدم که بهم خورد صورتو چرخوندم وبا صورت شیوا که فقط منو بغ/ل گرفته بود مواجه شدم
٠٠٠(از دید ارمان)٠٠٠
داشتم با دیدن صحنه شیوا وشهاب رمانتیک بازیم گل میکرد که مهراد به فناش داد
متراد؛دست ارمانو گرفتم بردم تو کلبه بهتر بود خواهر برادرو تنها میزاشتیم
ارمان:دستمو ول کن مرتیکه
مهراد:تو اینجا چیکارمیکنی
ارمان:منکه معلومه چیکار میکنم تو چیکار میکنی
مهراد:سوالو با سوال جواب نده
ارمان:شهاب ازم خواست بیام
مهراد:منم...
ارمان: خودم میدونم توضیح نمیخام
مهراد:هه هه هنوز جاسوسیمو میکنی
ارمان: اولن جاسوس خودتی دوما تو کودوم خری باشی که بخام جاسوسیتو بکنم
مهراد:پس از کجا میدونی
ارمان:شیوا به شهاب گفت شهابم از اونجایی که جنابعالی خیلی هاری به من گفت
مهراد:عه پس که این طور
ارمان: دوسال گذشته ولی هنوز همون کثافتی هستی که هستی
مهراد: Hi Hi Hi Hi پس اینجوری فک میکنی ولی نه (صورتشو نزدیک ارمان میکنه)واقعا عوض شدم
(ن:بچم ارمان ترسید 😂)

با وارد شدن شهاب وشیوا بحث خاتمه پیدا میکنه
(فلش بک ) به زمانی که شهاب وشیوا بیرون بودن

♡تا پارت بعد به درود ♡
بچها 😭😭
کلی نوشته بودم بعد یدفه دستم خورد از صفحه نوشتن اومدم بیرون همش پاک شده 😭😭
تا صبح دوباره پارت میدم
دیدگاه ها (۷)

اوف چی یافتم🤤

خب از اونجایی دوباره امروز عیده باز عیدتون موفالک (づ ●─● )...

اسکی رفتم ولی ارزششو داشت بنظرم 😂

اوفففف بنازم ریتم وبیس

فیک جونگکوک

کیوت ولی خشن پارت ۲۹روز بعدخ (خدمتکار) : خانم...خانم لطفا بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط