مافیای شیطون من
'مافیای شیطون من'
p10.
ا.ت ویو
چشمامو باز کردم توی ماشین بودم دورم بادیگارد بود که کسی گفت:
سوهو: آهه بیب خیلی الان به جای ماشین زیرم باشی.
ا.ت: خفه شو عوضییی (بوق بوق بوق بوق بوق سانسور کنیددد) تو به چه حقی اینکارو کردی تهیونگ الان میاد میکشتت عوضیییی(داد و عربده)
سوهو: اوه واقعا ترسیدم(گوه خوره این مرده)🤦♀️
تهیونگ ویو
یهو یه ون دیدم پلاکش همون بود که جونگکوک گفت(تهیونگ به جونگکوک گفته بود پلاک ماشینشم واسش دربیاره)
پس با تمام سرعت رفتم با ماشینم جلوی اون ون که اونم چون داشت با شرکت میومد خورد له ماشین من و تصادف بدی شد.
ا.ت ویو
یهو یه ماشین اومد جلومونو گرفت دقت کردم دیدم ماشین تهیونگه ولی اون الان ماشینش له شده بود خودش یعنی حالش خوبه؟
در های ون باز شد و از این فرصت استفاده کردم و از ون اومدم بیرون ولی سوهو ام دنبالم اومد ولی من و نگرفت اون... اون داشت گریه میکرد ولی چرا مگه دشمنش نیست؟
سوهو: زنگ میزنم امبولانس(بغض)
ا.ت: ببخشید مگه شما دشمن نیستید پس چرا دارید گریه میکنی؟
سوهو: بهت میگم
پرش زمانی به توی بیمارستان
ا.ت ویو
پای راست تهیونگ شکسته بود و یکم صورتش زخمی شده بود با دستاش ولی من خیلی نگرانش بودم چون من عاشقش بودم .
یهو یاد حرف سوهو افتادم که گفت'بهت میگم'
رفتم سمت سوهو...
ا.ت: سوهو چرا داشتی گریه میکردی؟
سوهو: بیا بشین، خب قضیه خیلی طولانیه ولی بهت میگم( بچه ها راستش حال ندارم بنویسم کلشو ولی همون که سوهو دوست دختر تهیونگ و گرفت و کشتش و تهیونگ و سوهو قبلا دوست بودن اینارو داره میگه دیگه خودتون میدونی)
ا.ت: آه فهمیدم ولی مگه شما قرارداد ننوشتین که دیگه کاری بهم نداشته باشین؟
سوهو: چرا ولی اون لحظه خون جلوی چشمامو گرفت نتونستم تحمل کنم ولی دیگه نمیخوام باهاش دشمنی کنم
ا.ت: تو واقعا قلبت خیلی رنگیه سواو ولی تو هی داری سیاهش میکنی پس بزار رنگی بمونه سوهو
سوهو: اوهوم
ا.ت ویو
یهو دکتر اومد
دوتامون پا شدیم
ا.ت: آقای دکتر حال شوهرم خوبه؟( اوففف جونن شوهر شوهرهههه)😂
دکتر: بله الان تو بخش مراقبت هستن ولی فقط یه نفر میتونه ببینتش.
سوهو: ا.ت تو برو من بعدن باهاش یجا قرار میذارم بهش همچی رو میگم تو برو
ا.ت: واقعا؟
سوهو: آره برو
رفتم تو اتاق تهیونگ من واقعا نمیتونستم شوهرمو تو این حال ببینم یهو بغضم ترکید
تهیونگ هم بیدار شد با صدای گریم
دید من دارم گریه میکنم گفت...
ادامه دارددد💋
دوپارت گذاشتم خوشگلامممم🌱😗
p10.
ا.ت ویو
چشمامو باز کردم توی ماشین بودم دورم بادیگارد بود که کسی گفت:
سوهو: آهه بیب خیلی الان به جای ماشین زیرم باشی.
ا.ت: خفه شو عوضییی (بوق بوق بوق بوق بوق سانسور کنیددد) تو به چه حقی اینکارو کردی تهیونگ الان میاد میکشتت عوضیییی(داد و عربده)
سوهو: اوه واقعا ترسیدم(گوه خوره این مرده)🤦♀️
تهیونگ ویو
یهو یه ون دیدم پلاکش همون بود که جونگکوک گفت(تهیونگ به جونگکوک گفته بود پلاک ماشینشم واسش دربیاره)
پس با تمام سرعت رفتم با ماشینم جلوی اون ون که اونم چون داشت با شرکت میومد خورد له ماشین من و تصادف بدی شد.
ا.ت ویو
یهو یه ماشین اومد جلومونو گرفت دقت کردم دیدم ماشین تهیونگه ولی اون الان ماشینش له شده بود خودش یعنی حالش خوبه؟
در های ون باز شد و از این فرصت استفاده کردم و از ون اومدم بیرون ولی سوهو ام دنبالم اومد ولی من و نگرفت اون... اون داشت گریه میکرد ولی چرا مگه دشمنش نیست؟
سوهو: زنگ میزنم امبولانس(بغض)
ا.ت: ببخشید مگه شما دشمن نیستید پس چرا دارید گریه میکنی؟
سوهو: بهت میگم
پرش زمانی به توی بیمارستان
ا.ت ویو
پای راست تهیونگ شکسته بود و یکم صورتش زخمی شده بود با دستاش ولی من خیلی نگرانش بودم چون من عاشقش بودم .
یهو یاد حرف سوهو افتادم که گفت'بهت میگم'
رفتم سمت سوهو...
ا.ت: سوهو چرا داشتی گریه میکردی؟
سوهو: بیا بشین، خب قضیه خیلی طولانیه ولی بهت میگم( بچه ها راستش حال ندارم بنویسم کلشو ولی همون که سوهو دوست دختر تهیونگ و گرفت و کشتش و تهیونگ و سوهو قبلا دوست بودن اینارو داره میگه دیگه خودتون میدونی)
ا.ت: آه فهمیدم ولی مگه شما قرارداد ننوشتین که دیگه کاری بهم نداشته باشین؟
سوهو: چرا ولی اون لحظه خون جلوی چشمامو گرفت نتونستم تحمل کنم ولی دیگه نمیخوام باهاش دشمنی کنم
ا.ت: تو واقعا قلبت خیلی رنگیه سواو ولی تو هی داری سیاهش میکنی پس بزار رنگی بمونه سوهو
سوهو: اوهوم
ا.ت ویو
یهو دکتر اومد
دوتامون پا شدیم
ا.ت: آقای دکتر حال شوهرم خوبه؟( اوففف جونن شوهر شوهرهههه)😂
دکتر: بله الان تو بخش مراقبت هستن ولی فقط یه نفر میتونه ببینتش.
سوهو: ا.ت تو برو من بعدن باهاش یجا قرار میذارم بهش همچی رو میگم تو برو
ا.ت: واقعا؟
سوهو: آره برو
رفتم تو اتاق تهیونگ من واقعا نمیتونستم شوهرمو تو این حال ببینم یهو بغضم ترکید
تهیونگ هم بیدار شد با صدای گریم
دید من دارم گریه میکنم گفت...
ادامه دارددد💋
دوپارت گذاشتم خوشگلامممم🌱😗
- ۲.۷k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط