{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میبوسمت،

میبوسمت،
اگرچه حال ِ دلم
با بوسه آرام نمی شود...

تن به تن می خواهمت
ای پنهان در ابرِ هوس
هم آغوش ِ آسمان
لبالب میخواهمت
مست
عاشق
بارانے...

میخواهمت ای خسته ازتنهایی
میخواهمت
پرهوس ِشبانه هایم
عاشقانه
چشم در چشم
سینه به سینه...

حضرت آغوش
مرا دعوت کن به نَبَرد ِ چشمانت...
دیدگاه ها (۳۹)

علیک أبجی جمر ماتنزل دموعوأثر بخدودی حط هجرک علامةتنام الناس...

علی جروحی اشکثر نامتلک عیونوتلولی جروحی لعیونک سلاماتسهل جدا...

هوا که اینگونه میشودمن میمانم و سرگردانی در خیابان های سردمی...

.تمامِ رویاهایِ من به نامِ تو می دانی یعنی چه ؟یعنی تمامِ زن...

«نگاه ممنوعه»**Part 15 — Almost Like Peace** بعد از رفتن میر...

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

« نگاه ممنوعه »**Part 13 — What Comes After** یک هفته گذشت. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط