درخواستی تکپارتی ته ته وقتی دوتاتون روهمدیگه کراش داشتید
درخواستی تکپارتی ته ته وقتی دوتاتون روهمدیگه کراش داشتید تو اردو بهم دیگه اعتراف میکنید
علامت ته_
علامت ات+
سلام من مین ات (بچه ها ربطی به شوگولی نداره فامیلیش اینه) هستم ۲۴ سالمه وضع مالیم خیلی بده برای همین یکسال درس نخوندم معلم شدم تا بتونم خرج خودمو خوانوادمو بدم تو کلاس که درس میدم یه پسره هست خیلی عاشقشم روش کراش دارم ولی خجالت میکشم اعتراف کنم الانم دارم میرم تو کلاس
سلام من کیم تهیونگ هستم ۲۵ سالمه جدیدا تو کلاسمون یه معلم اومده خیلی خوشگله عاشقشم میخوام تو اردو که امروزه بهش اعتراف کنم راستش من مافیام امیدوارم وقتی فهمید من مافیام ازم جدا نشه ولی هرچی بشه اون مال منه پرنسس منه (عقق ته ته بیا خودم زنت میشم اونو ول کن ته ته:گوه نخور نویسنده فیکتو بنویس نویسنده:چشم) الانم میخوام برم کلاس
+خب بچه ها سلام به همتون امروز درس نداریم همونطور که میدونید اردو داریم قراره بریم جنگل اونجا چادر بزنیم دو روز اونجا هستیم کسایی که رضایت نامه اوردن قرار بیان رضایت نامه هاشون بیارن کسایی هم که قرار نیست بیان اردو همین الان بدون هیچ حرفی از کلاس برن بیرون فهمیدید؟
همه:بله استاد
+خوبه
چند مین بعد
+همه اوردن تهیونگ توهم بیار
_چشم استاد
+زود
_بفرمایید خانوم کوچولو (اروم)
+مرسی
_خواهش میکنم خانوم کوچولو
۲ساعت بعد
ویو ته
الان سوار اتوبوس شدیم خوشبختانه ات کنار من نشسته داشتم با بچه ها حرف میزدم حرفم تموم شده بود که یه چیزی افتاد رو شونم دیدم عروسک کوچولوم رو شونم خوابش برده الان رسیدیم جنگل همه بچه ها پیاده شدن فقط من این خانوم کوچولو بودیم
_خانوم کوچولو بیدارشو رسیدیم
+باش دوباره خوابیدم
_بیدار نمیشی نه؟
+نچ
_براید استایل بغلش کردم (ای جان ای جان) اونم از خدا خواسته خودشو بیشتر تو بغلم فرو برد زیر لب گفته مستر کیم کاشکی میشد بهت بگم چقدر عاشقتم منم در گوشش گفتم منم عاشقتم
+جدی دوسم داری؟(ذوق سگیییی)
_اره دوست دارم عاشقتم(مهربون ملیح)
+ولی من دوست ندارم
_چی؟؟
+من عاشقتمم بوسیدش
ویو نویسنده
بعد دوسال ازدواج کردن ات دوقلو حامله شد یه پسر یه دختر اسم دخترشون گذاشتن نیلا اسم پسرشون چهونگ به خوبی خوشی زندگی کردن
علامت ته_
علامت ات+
سلام من مین ات (بچه ها ربطی به شوگولی نداره فامیلیش اینه) هستم ۲۴ سالمه وضع مالیم خیلی بده برای همین یکسال درس نخوندم معلم شدم تا بتونم خرج خودمو خوانوادمو بدم تو کلاس که درس میدم یه پسره هست خیلی عاشقشم روش کراش دارم ولی خجالت میکشم اعتراف کنم الانم دارم میرم تو کلاس
سلام من کیم تهیونگ هستم ۲۵ سالمه جدیدا تو کلاسمون یه معلم اومده خیلی خوشگله عاشقشم میخوام تو اردو که امروزه بهش اعتراف کنم راستش من مافیام امیدوارم وقتی فهمید من مافیام ازم جدا نشه ولی هرچی بشه اون مال منه پرنسس منه (عقق ته ته بیا خودم زنت میشم اونو ول کن ته ته:گوه نخور نویسنده فیکتو بنویس نویسنده:چشم) الانم میخوام برم کلاس
+خب بچه ها سلام به همتون امروز درس نداریم همونطور که میدونید اردو داریم قراره بریم جنگل اونجا چادر بزنیم دو روز اونجا هستیم کسایی که رضایت نامه اوردن قرار بیان رضایت نامه هاشون بیارن کسایی هم که قرار نیست بیان اردو همین الان بدون هیچ حرفی از کلاس برن بیرون فهمیدید؟
همه:بله استاد
+خوبه
چند مین بعد
+همه اوردن تهیونگ توهم بیار
_چشم استاد
+زود
_بفرمایید خانوم کوچولو (اروم)
+مرسی
_خواهش میکنم خانوم کوچولو
۲ساعت بعد
ویو ته
الان سوار اتوبوس شدیم خوشبختانه ات کنار من نشسته داشتم با بچه ها حرف میزدم حرفم تموم شده بود که یه چیزی افتاد رو شونم دیدم عروسک کوچولوم رو شونم خوابش برده الان رسیدیم جنگل همه بچه ها پیاده شدن فقط من این خانوم کوچولو بودیم
_خانوم کوچولو بیدارشو رسیدیم
+باش دوباره خوابیدم
_بیدار نمیشی نه؟
+نچ
_براید استایل بغلش کردم (ای جان ای جان) اونم از خدا خواسته خودشو بیشتر تو بغلم فرو برد زیر لب گفته مستر کیم کاشکی میشد بهت بگم چقدر عاشقتم منم در گوشش گفتم منم عاشقتم
+جدی دوسم داری؟(ذوق سگیییی)
_اره دوست دارم عاشقتم(مهربون ملیح)
+ولی من دوست ندارم
_چی؟؟
+من عاشقتمم بوسیدش
ویو نویسنده
بعد دوسال ازدواج کردن ات دوقلو حامله شد یه پسر یه دختر اسم دخترشون گذاشتن نیلا اسم پسرشون چهونگ به خوبی خوشی زندگی کردن
- ۱۵۷
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط