{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من چشم هایم را بستم

من چشم هایم را بستم

و تو قایم شدی ...

من هنوز روز ها را میشمارم!

و تو پیدا نمیشوی!

یا من بازی را بلد نیستم،

یا تو جر زدی ...
دیدگاه ها (۴)

مـن بـه خـود می گـویـم:چـه کـسی بـاور کـردجـنگــل جـان مــر...

در آن لب‌هایِ …افــســونگر چــہ داری ؟در آن دڸ … غیرِ شور شر...

جیگیل جیگیل این چشمش جیگیل جیگیل اون چشمش🗿آقا... ی دستی برسو...

شاعرم ڪردی... بیابان دیدم و دریا نوشتم تلخ را شیرین سرودم، ز...

#سناریو، وقتی بهشون میگی تو شام درست کننامجون، چشم قربان عمر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط