پدرم، تاج سرم

پدرم، تاج سرم

همه ی هستی من هرم نفسهای تو بود

شور و سر مستی من خنده به لبهای تو بود

حیف و صد حیف که هجرت همه ی دلخوشیم را بربود
از تو آموخته ام
می توان پاک و در آرامش زیست

که ریا و تهمت، رسم آزادی نیست

خون دلها خوردی، رنجها بر دل پاکت بردی

تک تک فرزندان، همه بر اوج رسیدن از تو

و هم اکنون جایت اینجا خالیست
نور چشمم پدرم

مادر از غصه ی تو خون به دل و نالان است

چشمها گریان است

خانه خالی شده و ویران است

رفتی اما آرام .... بی صدا خوابیدی

گویی از دور صدایت کردند

بی تو هر ثانیه با رنج و پر ملال گذشت

پدرم، تاج سرم

افتخار من و فرزندانت، پاکی نام تو است....
دیدگاه ها (۶)

تقدیم به کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) و ما...

از پرده اگر ماه پری چهره برآیدبا غمزه‌ی مستانه خود، جلوه‌گر ...

(حدیثِشریفِ کساء)گفته آن یاسِ گلستانِ نبی*دلبرِ ختمِ رُسل اُ...

یا کنج قفس یا مرگ،این بختِ کبوترهاستدنیا پل باریکی بین بد و ...

ای شب از رویای تو رنگین شدهسینه از عطر توام سنگین شدهای به ...

ای شب از رویای تو رنگین شدهسینه از عطر تو ام سنگین شدهای به ...

لبخند مرا بس بود آغوش لهم می کرد آن بوسه مرا میکشت لب منهدم...

حضرت زهرا(س)-شهادت(از زبان درب خانه)سال ها پیش در این شهر در...

شعری بسیار زیبا طولانی هستش اما ارزش خوندن داره حتما تا آخر ...

باٰز آویــخّـته..:بـاخـیالِ بـال بر آزُ خُـنّـیـا گـری سخر:(...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط