{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حبیب آقا، نه کافه رفته است، نه کتاب خوانده است و نه سیگار

حبیب آقا، نه کافه رفته است، نه کتاب خوانده است و نه سیگار برگ برلب گذاشته و کلاه کج بر سر.
نه با فیلم تایتانیک گریه کرده است و نه ولنتاین میداند چیست.
اما صدیقه خانم که مریض شد، شبها کار میکرد و صبحها به کار خانه میرسد.
در چشمانش خستگی فریاد میزد، خواب یک آرزو بود. اما جلوی بچه ها و صدیقه خانوم ذره ای ضعف بروز نمیداد.
حبیب آقا عشق را معنا میکرد، نمایش نمیداد.
دیدگاه ها (۳)

:تولد تو روز میلاد عشق پاک است پیشانیم به خاک است برای شکرای...

آیا می دانید مصرف بیش از حد پفک در کودکان خطر ابتلا به بیمار...

خوابیدن برروی شکم به گردنتان اسیب میزندوقتی شما روی شکم میخو...

:الهی غصه تو قلبت بمیرهالهی هرکجایی مهربونمتنت سالم،دلت روزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط