{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست؟

آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست؟
وآنکه بیرون کند از جان و دلم دست کجاست؟
وآنکه سوگند خورم ، جز بسر او نخورم
وآنکه سوگند من و توبه ام اشکست کجاست؟
وآنکه جانها بسحر نعره زنانند ازو
وآنکه ما را غمش از جای ببردست کجاست؟
جان جانست و گر جای ندارد چه عجب؟!
این که جا می طلبد در تن ما هست کجاست؟
غمزۀ چشم بهانه ست و زان سو هوسیست
وآنکه او در پس غمزه ست دلم خست کجاست؟
پردۀ روشن دل بست و خیالات نمود
وآنکه در پرده چنین پردۀ دل بست کجاست؟
عقل تا مست نشد چون و چرا پست نشد
وآنکه او مست شد از چون و چرا رست کجاست؟
" مولانا "
دیدگاه ها (۳)

نگاهت را نمیخوانم ، نه با مایی ٬نه بی مایی ! ز کارت حیرتی دا...

دیـــرگـاهــیـســـت که تـنـهــــا شـده ام ... قـصــه غـــرب...

شعرهای دفتر من هیچ می دانی چه شد ؟ ... شعله و خاکستر من هیچ ...

حیف لحظه های خوبی که برای تو گذاشتم حیف غصه ای که خوردم چون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط