غوغاي قيامت كه زغوغاي حسین است
غوغاي قيامت كه زغوغاي حسین است
آزادي ما بسته به امضاي حسين است
خياط ازل سبز قبايي كه زغم دوخت
آراسته بر قامت رعناي حسين است
كوثر كه علي داده به ما وعده آن را
در ميكده عشق به ميناي حسين است
آنجا كه به جبريل امين رخصت ره نيست
آن نقطه ابهاست كه ماواي حسين است
هرچند معّماي حسين حل شدني نيست
اگه دل زينب زمعّماي حسين است
وحشت مكن از مرگ و شب اول قبرت
در قبر چراغيست كه سيماي حسين است
بيهوده مرو در پي اكسير،كه اكسير
در ديده ما خاك كف پاي حسين است
آزادي ما بسته به امضاي حسين است
خياط ازل سبز قبايي كه زغم دوخت
آراسته بر قامت رعناي حسين است
كوثر كه علي داده به ما وعده آن را
در ميكده عشق به ميناي حسين است
آنجا كه به جبريل امين رخصت ره نيست
آن نقطه ابهاست كه ماواي حسين است
هرچند معّماي حسين حل شدني نيست
اگه دل زينب زمعّماي حسين است
وحشت مكن از مرگ و شب اول قبرت
در قبر چراغيست كه سيماي حسين است
بيهوده مرو در پي اكسير،كه اكسير
در ديده ما خاك كف پاي حسين است
- ۱.۵k
- ۲۵ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط