{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه جمعه هاکه یک به یک غروب شد نیامدی

چه جمعه هاکه یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن ، تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم ودل شکسته ایم، نه

ولی برای عده ای چه خوب شد ، نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

دوباره صبح، ظهر، نه / غروب شد ، نیامدی
دیدگاه ها (۸)

یکی چشمش را برای خدا می دهداما من و تومی توانیم برای خـداچشم...

من شکایت دارم...از آن ها که نمی فهمند چادر مشکی من یادگار ما...

آقا بطلب هوای مشهد کردم . . . .خدّام حرم غم تو را می فهمندتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط