{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓
𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2
𝙋𝙖𝙧𝙩:4

با وارد شدن پرستار حرف مرد کامل نشد.

؛بنظر حالتون بهتره,مستر جئون

کیم از روی تخت بلند شد و پرستار نزدیک شد.

پرستار که زن جوانی بود اول نبض مچ دست پسر و بعد گردنش را چک کرد.

دست دیگرش روی قلب او ماند.

تهیونگ فقط خیره شد..اما حسادت را حس میکرد،پس دست پرستار را کنار کشید.

+ حالش خوبه..نیاز نیست آنقدر چکش کنی

پرستار کمی عقب رفت،از رفتار او تعجب کرد.

؛اوه..اوکیه..همون‌طور که دکتر گفتن نباید استرس داشته باشه یا عصبانی بشه..لطفا مراقب باشید..من دیگه میرم

مرد سر تکان داد و رفتن او را تماشا کرد.
با خروج او، جونگکوک دست کیم را گرفت و سمتش کشید.

+بگو دیگه، بگو کی قاتل مادرمه



حس رد شدنش از طرف او برای هزارمین بار همان دردی را داشت که اولین سیلی را از عشقش خورد.

در اتاق هتل تنها نشسته بود.
چشمان عسلی و زیبایش از گریه خیس بود و سر درد را خیلی واضح حس میکرد...

~ازت متنفرم ،جئون..متنفرم...

حرفش را زد ..اما خودش هم می‌دانست این واقعیت نیست.

قطرات آخر ودکا را نوشید و شیشه را گوشه ای پرت کرد.

بطری شیشه ای همان صدایی را داد که دختر با هربار رد شدنش از طرف او درونش می‌شنید.

-نههه... برنمی‌گرده..برنمی‌گرده پیش اون حرومی..

آنا با مستی زمزمه کرد..

اتاق بوی رنگ میداد..
آره..
با تغییر فصل زندگی اش او هم تغییر کرد.

حالا کسی که می‌جنگید برای اثبات عشقش او نبود.

حالا او کسی بود که دلیل نابودیه زندگی آنها میشد.

~تمومش میکنم...بهت ثابت میکنم که من از اون عوضی خیلی بهترم...بانی من

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:3بعد کلی بحث بالاخره تهیونگ توانست پسر ...

خببب اومدم خودمو معرفی کنم خانومیااسم واقعیمو نمی‌گم بهم بگی...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:2اگر کمی دیگر طول می‌کشید ممکن بود قلب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط