درآرزوی سرزدن آفتاب وصال،شب
درآرزوی سرزدن آفتاب وصال،شب
هجران راتحمل میکنم.بیهوده نیست که من بی تو،نمیشوم وترکیب تودرنام من قاعده زبان است که من بی توسرگردانم.وبی تومن کنگ،موهم که تورامی نوازم که بی من چنگ خاموشی،وتویی که من شورمی دمی که بی توسیاهی سردم وسراب ساکتم.
هجران راتحمل میکنم.بیهوده نیست که من بی تو،نمیشوم وترکیب تودرنام من قاعده زبان است که من بی توسرگردانم.وبی تومن کنگ،موهم که تورامی نوازم که بی من چنگ خاموشی،وتویی که من شورمی دمی که بی توسیاهی سردم وسراب ساکتم.
- ۲۳۵
- ۳۰ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط