اقا یه روز رفتیم دواس که بریم خونه مهدی اینا😐
اقا یه روز رفتیم دواس که بریم خونه مهدی اینا😐
به یه بدبختی خونشونو پیداکردیم 😍
شقایق:بچه ها اینجا خونه ی مهدی ایناست*-*
من:جان:expressionless_face:دروغ نگین😃 😻
شقایق:😒 فاطی جون دارم راست میگم خودم یه بار با محمد اومدیم اینجا 😟 😐
من:وااای خدایییی من *-*
زهرا دوستم رفت ایفون خونه مهدی اینا زد (بااسترس)😂 👍
مامان مهدی:بله بفرمایید
من:سلام خوبید
مامان مهدی:مرسی ممنون شما
من:ببخشید خاله جون مهدی هستش😶
مامان مهدی:یه دیقه وایسا الان صداش میکنم😬
من:مرسی منتظرم😑
دودیقه دیدیم طول نکشید که مامان مهدی در روباز کرد بگین چیشد😐 ✋
با یه جارو اومده بود واسمون😬
مامان مهدی:دخترای عوضی شما خونه زندگی ندارین پسر مردم رو ول نمیکنید
من به زبون بوشهری خودمون بهش گفتم:دیااا مو خانیومدیم مهدو بخوریم فقط اومدیم سیلش کنیم وافتخار استانمون ببینیم خا
مامان مهدی:خیلی زبون داری دختر ...شما دخترای دواس نیستین دخترای کجا هستین هااا😶
من:باافتخار بهمنی
مامانمهدی:😒 😒 چه پورودختری عوضی گمشین😬 😬 😬
اقااا مادر شوهر ایندمون افتاد با جارو دنبالمون بخدا اولین واخرین باری بود که دیگه رفتیم طرف خونه مهدی اینا هروقت ازپیش خونشون رد میشدیم قلبمون میومد تو دهنمون خداییش 😂 😂 😂 😶 😐
اینم از داستان رفتن ما برای دیدن مهدووو😻 9⃣
به یه بدبختی خونشونو پیداکردیم 😍
شقایق:بچه ها اینجا خونه ی مهدی ایناست*-*
من:جان:expressionless_face:دروغ نگین😃 😻
شقایق:😒 فاطی جون دارم راست میگم خودم یه بار با محمد اومدیم اینجا 😟 😐
من:وااای خدایییی من *-*
زهرا دوستم رفت ایفون خونه مهدی اینا زد (بااسترس)😂 👍
مامان مهدی:بله بفرمایید
من:سلام خوبید
مامان مهدی:مرسی ممنون شما
من:ببخشید خاله جون مهدی هستش😶
مامان مهدی:یه دیقه وایسا الان صداش میکنم😬
من:مرسی منتظرم😑
دودیقه دیدیم طول نکشید که مامان مهدی در روباز کرد بگین چیشد😐 ✋
با یه جارو اومده بود واسمون😬
مامان مهدی:دخترای عوضی شما خونه زندگی ندارین پسر مردم رو ول نمیکنید
من به زبون بوشهری خودمون بهش گفتم:دیااا مو خانیومدیم مهدو بخوریم فقط اومدیم سیلش کنیم وافتخار استانمون ببینیم خا
مامان مهدی:خیلی زبون داری دختر ...شما دخترای دواس نیستین دخترای کجا هستین هااا😶
من:باافتخار بهمنی
مامانمهدی:😒 😒 چه پورودختری عوضی گمشین😬 😬 😬
اقااا مادر شوهر ایندمون افتاد با جارو دنبالمون بخدا اولین واخرین باری بود که دیگه رفتیم طرف خونه مهدی اینا هروقت ازپیش خونشون رد میشدیم قلبمون میومد تو دهنمون خداییش 😂 😂 😂 😶 😐
اینم از داستان رفتن ما برای دیدن مهدووو😻 9⃣
- ۱.۳k
- ۲۶ آبان ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط