تآزه دآشت باران می بارید
تآزه دآشت باران می بارید
دست هایت به لطافت شالیزار رسیده بود
و عطر تو
عطرهای جهان را بی اعتبار کرده بود
اقیانوسی آرام بود
بآد آمد
طـوفان شد
گـم شدی
و من هنوز به امید پیدا شدن تو
زیر باران عطرت روحس میکنم
زیر باران ایستآده ام
تا باز آیی
دست هایت به لطافت شالیزار رسیده بود
و عطر تو
عطرهای جهان را بی اعتبار کرده بود
اقیانوسی آرام بود
بآد آمد
طـوفان شد
گـم شدی
و من هنوز به امید پیدا شدن تو
زیر باران عطرت روحس میکنم
زیر باران ایستآده ام
تا باز آیی
- ۵۵۲
- ۱۶ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط