{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تآزه دآشت باران می بارید

تآزه دآشت باران می بارید
دست هایت به لطافت شالیزار رسیده بود
و عطر تو
عطرهای جهان را بی اعتبار کرده بود
اقیانوسی آرام بود
بآد آمد
طـوفان شد
گـم شدی
و من هنوز به امید پیدا شدن تو
زیر باران عطرت روحس میکنم
زیر باران ایستآده ام
تا باز آیی
دیدگاه ها (۹)

نگاهت می کنمخاموش و خاموشی زبان دارد زبانِ عاشقانچَشم است و ...

صداے پایش آرام آرام نزدیڪتر مے شود و نزدیڪ شدنش را از عطرے ...

گل محمدی من ، مپرس حال مرابه غم دچار چنانم که غم دچار من است...

ساز هم با نفس گرم تو آوازی داشت بی تو دیگر سر ساز و دل آوازم...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

پارت ۱۰: اخرباران آرام‌تر شده بود.نه مثل قبل که تند و خشن می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط