او شعــر را دوست داشت

او شعــر را دوست داشت
خیال پردازے و سفــر را،
من...
او را دوست داشتم!...

او شب را دوست داشت
آوازِ جیرجیرڪ و صـداےِ بغضِ شمعدانی را،
"مـن او را دوست داشتم!"

او مـوےِ بافتـه دوست داشت
عطـر قهوه و سیڪَار را
مـن او را دوست داشتم!..

او بـاران را دوست داشت
پاییـز را و رنڪَین ڪمان را
من او را دوست داشتم...
من او را دوست داشتم...
‌او را دوست،
داشتم!
و او شنیـدنِ این جملــه‌ے تڪرارے را.
دیدگاه ها (۱)

روحش به پاییز تعلق داشت؛به خش خش برگ ها و هواى مه آلود، به ن...

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

موسیقی

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹¹من رینا بودم.وارث اصلی اون خانواده.و ...

شاهکاری به نام دروغ

فیک الماس در تاریکی‌ها ✨🖤قسمت اول: ورود پادشاه تاریکی‌هاساعت...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط