سیلاااام بعد از سال هااااااا
سیلاااام بعد از سال هااااااا
چیزی ندارم بگم و انتخاب شد شیپ ران هست😀😀😀
......................
چند ماه بعد از زبان ران:
چند ماهی هست الکسراندرا تو کما هست،از وقتی رفته تو کما تعداد افراد جاسوس و خیانت کار زیاد شده...اگه اون اروم تر میروندم و بیشتر حواسم بود
و خب...دلم برای نگاه هایی که انگار منتظر بود که خطایی بکنم به جرم بده تنگ شده
خب اره...دوسش دارم ولی جرات ندارم بهش بگم و خب...داخل بولتن عشق و عاشقی ممنوعه...این چه زندگیه من دارم😭💔(ران اینجوری نبود نه؟خیلی ریدم اره؟😐)
بزار برم بهش یک سری بزنم
داخل اتاقی که الکسراندرا بستریه از زبان ران:
هنوز بهوش نیومده
*تاخخخخخ*(مثلا یکی افتاد)
ران:ها؟ بزار برم ببینم چی شده ول کن حال ندارم همینجوری نگاه میکنم
از زبان نویسنده:
ران سرش رو برمیگردونه و میبینه یکی افتاده و وقتی سرش رو برمیگردونه میبینه الکسراندرا بهش زل زده
ران:یا ليوای مقدسسسسسس
الکسراندرا:داد نزن
ران:چرا اینجوری به آدم زل میزنی
الکسراندرا:مهم نیست
ران:اِممم...الکسراندرا
الکسراندرا:هم؟
ران:خب ببین...ولش کن
ذهن ران:چرا قلبم داره اینقدر تند میزنهههههه قلب اروم باش دیگه فقط میخوای بهش بگی دوسش داری دیگه
الکسراندرا:میدونم چی میخوای بگی ادامه نده
ران:چجو-اها
.................
این پارت به سر رسید کلاغه به خونش نرسید ولی ران به الکسراندرا رسید🤣🤣🤣🤣🎀
چیزی ندارم بگم و انتخاب شد شیپ ران هست😀😀😀
......................
چند ماه بعد از زبان ران:
چند ماهی هست الکسراندرا تو کما هست،از وقتی رفته تو کما تعداد افراد جاسوس و خیانت کار زیاد شده...اگه اون اروم تر میروندم و بیشتر حواسم بود
و خب...دلم برای نگاه هایی که انگار منتظر بود که خطایی بکنم به جرم بده تنگ شده
خب اره...دوسش دارم ولی جرات ندارم بهش بگم و خب...داخل بولتن عشق و عاشقی ممنوعه...این چه زندگیه من دارم😭💔(ران اینجوری نبود نه؟خیلی ریدم اره؟😐)
بزار برم بهش یک سری بزنم
داخل اتاقی که الکسراندرا بستریه از زبان ران:
هنوز بهوش نیومده
*تاخخخخخ*(مثلا یکی افتاد)
ران:ها؟ بزار برم ببینم چی شده ول کن حال ندارم همینجوری نگاه میکنم
از زبان نویسنده:
ران سرش رو برمیگردونه و میبینه یکی افتاده و وقتی سرش رو برمیگردونه میبینه الکسراندرا بهش زل زده
ران:یا ليوای مقدسسسسسس
الکسراندرا:داد نزن
ران:چرا اینجوری به آدم زل میزنی
الکسراندرا:مهم نیست
ران:اِممم...الکسراندرا
الکسراندرا:هم؟
ران:خب ببین...ولش کن
ذهن ران:چرا قلبم داره اینقدر تند میزنهههههه قلب اروم باش دیگه فقط میخوای بهش بگی دوسش داری دیگه
الکسراندرا:میدونم چی میخوای بگی ادامه نده
ران:چجو-اها
.................
این پارت به سر رسید کلاغه به خونش نرسید ولی ران به الکسراندرا رسید🤣🤣🤣🤣🎀
- ۶۶۹
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط