{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدایم کن،نگاهم کن، که عشقت کرده ویرانم

صدایم کن،نگاهم کن، که عشقت کرده ویرانم
دو چشمان قشنگت ، آتشی افکنده بر جانم

تو ای مه روی زیبایم ، بکش دست نوازش را
که همچون بره آهویی ، دوچشمت کرده حیرانم

هزاران بار ، گفتم من ، ومیدانم که میدانی
منم هستم خاک پای تو ، توهستی دین وایمانم

زبیم درد تنهایی دلم چون سرکه میجوشد
نمی دانم چرا گیجم ، چرا اینگونه بیجانم

توای آرامش جانم ، ندارم طاقت دوری
اگر دلداده ام باشی، فدایت میکنم جانم.
دیدگاه ها (۱)

من، تو را، فروختمتبه تمام خاطرات خوب!من، تو را بی نیاز شدم،ب...

تنها خیال باطل با ریشــــه های منفی سنگی نزد نگاهم بر شیشه ه...

سهم من کجاست؟؟کجا باید قدم بگذارم که کسی را له نکنم؟؟کجا بای...

دلنشین ! ... ای غم دلواپسی ات بر کمرممن از آنـی کــه تــو پن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط