{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاتون

خاتون
باران که بند آمد
از خانه بیرون بیا ...

تصویرت در چال‌آب‌های کوچکِ خیابان
انعکاسِ تاج محل را
در حوضِ مرمرش کم‌رنگ خواهد کرد ....

به همین سادگی ...
دیدگاه ها (۵)

از اِنشاهایِ مدرسهپشیمانم ...به چشمانت فکر می کنم و دوست دار...

عاشقانه ای کوتاه• اینجا ؟•• نه ، بالا تر !• اینجا عزیزم ؟...

جانِ جانانتنها به اندازه ی نَمباره یی کنارم باش !دامنِ قرمز ...

اینجـــــا مــُــد شـــُده دَرون پـــاشــــــیسَری میخــُورَ...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

بیا تا با هم رویِ بال‌های نسیم سوار شویم و تمامِ شهر را بگرد...

یه تک پارتی از ربندو نوشتممم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط