پیرزن ازصدای خروپف هر شب پیرمرد شکایت داشت پیرمرد هرگز ن

پیرزن ازصدای خروپف هر شب پیرمرد شکایت داشت، پیرمرد هرگز نمی پذیرفت!

شبی پیرزن آن صدا را ضبط کرد که صبح حرفش را ثابت کند . اما صبح پیرمرد دیگر هرگز بیدار نشد و آن صدای ضبط شده لالایی هرشب پیرزن شد ...

قدر لحظات هر چند سخت کنار هم بودن رو بدانیم .
مادر مثل مداد ميمونه هر لحظه تراشيده شدن و تموم شدنش رو ميبينی..
اما پدر مثل خودکاره .
شکل ظاهريش تغيير نميکنه فقط يکدفعه ميبينی ديگه نمی نويسه...
تا هستند قدرشونو بدونيد...
دیدگاه ها (۰)

با دعا شهادت گرفت مرا به قصد شهادت دعا کنید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط