{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی خبر ترینم ز تو و حال بی قرار تو

بی خبر ترینم ز تو و حال بی قرار تو
گویا غربیه بوده ام عمری در سرای تو
من مسکین ،من بی تاب و پر زدرد
گویا نبوده ام اصلا محرم و آشنای تو
دلم درد میکند و بغضم گرفته و آه در پی آه
بی تابم و در تبم و بیقرار در هوای تو
#الهه
دیدگاه ها (۱)

در بلند ترین جای شهردوستت دارم را فریاد می زنم...جایی که باد...

به قول سهراب سپهری :تو مرا یاد ڪنی یا نڪنی باورت گر بشود یا ...

شاید زمستانفصلِ بهتری برایِ آمدن باشد....بیخـود گولِ ظاهر عا...

تنها زمانی "صبور"خواهی شد، که صبر را یک"قدرت" بدانی نه یک "ض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط