{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر راضی شدی روزی سری را همسری باشی

اگر راضی شدی روزی سری را همسری باشی
چه بهتر که تو صیاد دل ِشیر نری باشی

گمانم با قد رعنا و این چشمان خون گرمت
تو باید شاه دخت ، دختران بندری باشی

تو وقتی روسری سر می کنی یک شهر آشوب است
چه خواهی کرد با مردُم اگر بی روسری باشی

میان شعر و آرامش برای شاعری تنها
مشخص بود باید اختراع بهتری باشی

نبودی اولین معشوقه ی دنیای شاعرها
نبودی اولین اما گمانم اخری باشی
🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🎋 🎋 🎋 🎋 🎋 🎋
دیدگاه ها (۱)

تو رفته ای که بی من تنها سفر کنیمن مانده ام که بی تو شب ها س...

نورمهم‌تر از چراغ است!شعرمهم‌تر از دفتر است!و بوسهمهم‌تر از ...

� ┅─═ঊঈ🀄 ️ঊঈ═─┅ ┅─═ঊঈ🀄 ️ঊঈ═─┅ من اسیرم ، عاشقم عاشق تر از اف...

می روم، اما بدان برگشتنی در کار نیستوای از روزی که فهمیدی دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط