{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حال دل آدم که خوب نباشد انگار که دیگر هیچ چیز سرجای خودش

حال دل آدم که خوب نباشد، انگار که دیگر هیچ چیز سرجای خودش نیست، انگار که تمام زندگیت، اشتباهی بر روی کف خانه زندگی کرده باشی و جای تو سقف خانه بوده باشد، انگار که هرچه که میگویی، حرفی بی ربط است، پر از حرف‌های ربط، که آدم را به هیچ جایی و کسی ربط نمیدهد، تلفنی که دوشاخه‌اش در برق نیست و هی تند تند با آن شماره‌اش را گرفته باشی و الو گفته باشی و جوابی نشنیده باشی و گوشیش را محکم بر سر جایش کوبیده باشی، انگار که دیگر که نباشد، به همین ناممکنی و سرجای خود نبودنی
دیدگاه ها (۱)

ما عاشق اگر بودیم، بی واژه نمی‌ماندیمدیوانگی هم رابیهوده نمی...

حرف رو که همه بلدن بزنن، یکی باید باشه که بلدت باشه🙂

شایدم یه روزی دلتنگ روزایی بشیکه خیلی دوستت داشتم....

"هر صبح" یک طلوع‌دوباره و یک انگیزهامیدوارانه دیگر است! بگشـ...

چند پارتی از جیمین Lieپارت سوم ( اخر )می‌گفتند جیمین روی صحن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط