از امروز که شنبه است من و تو خواهیم خواند...
از امروز که شنبه است من و تو خواهیم خواند... ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﻏﻢ ﺣﺴﺎبی ﻧﻴﺴﺖ... ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﻏﺼﻪ ﻛﺎﺭی ﻧﻴﺴﺖ... ﺩﻟﻢ می ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﺯ امروز، ﺭﻫﺎ ﺳﺎﺯﻡ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻏﻢ ﻭ ﺩلتنگی ﻭ ﺗﺸﻮﻳﺶ... ﻣﻦ ﺍﺯ این ﺷﻨﺒﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺷﺖ!... ﻭ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺟﺴﻢ ﻭ ﺭﻭﺣﻢ ، ﻣﻬﺮﺑﺎنی ﻫﺎ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻛﺮﺩ... ﻭ ﺍﺯ ﻳﻜﺸﻨﺒﻪ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ، ﻗﺮﺍﺭی ﺗﺎﺯﻩ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺷﺖ... ﺗﺒﺴﻢ ﻫﺪﻳﻪ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺩ... ﻭ ﺩﺳﺘﺎنی ﻛﻪ می ﺑﺨﺸﻨﺪ... ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ، ﻣﻦ ﻋﻬﺪ می ﺑﻨﺪﻡ... ﺑﺮﺍﻳﺶ ﺑﻨﺪﻩ ﺍی ﺑﺎﺷﻢ، ﻫﻤﺎﻥ ﺟﻮﺭی ﻛﻪ می ﺧﻮﺍﻫﺪ... ﺳﻪ ﺷﻨﺒﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎنی ﻫﺪﻳﻪ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻛﺮﺩ... ﻭ می ﺑﺨﺸﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻥ کسانی ﺭﺍ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺳﺨﺖ ﺁﺯﺭﺩﻧﺪ... ﻭ ﺩﺭ چهاﺭﺷﻨﺒﻪ ﺍﻳﻦ ﻫﻔﺘﻪ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻪ میﺁﻳﺪ، ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎﻳﺶ ﺷﻜﺮ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮔﻔﺖ... ﻭ ﺩﺭ ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﺍﺯ ﺩﻧﻴﺎ ﻭ ﻫﺮ ﭼﻴﺰی ﻛﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺷﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺷﺪ، و به یاد رفتگان خیراتی از حسرت بی دوست بودن را ، نثار دوست خواهم کرد ... و در جمعه ، ﺑﺎ ﺭﺿﺎﻳﺖ، ﺯﻧﺪﻩ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻮﺩ.... ﺑﺎ ﺳﺨﺎﻭﺕ، ،ﻣﻬﺮ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺩ... ﺑﺎ ﺳﻌﺎﺩﺕ، ﺑﻬﺮﻩ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺮﺩ... و هفته اینچنین بر تو ، و بر من ، ماه خواهد شد... سال خواهد شد... و این است روزگاری که طعمش شیرین چو عسل ، مدام خواهد شد... درود دوست عزیز پگاهتان به نیکی ، هفته معرکه ای داشته باشید
- ۲۹۳
- ۰۳ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط