{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی زندگی، با نام عشق آغاز شد. مابین این بازی غرور وارد

بازی زندگی، با نام عشق آغاز شد. مابین این بازی غرور وارد شد و عشق از بین رفت. لابه‌لای خاطراتِ عاشقی‌شان دنبال جایی گشت تا او را باز هم پیدا کند ولی او رفته بود…و این بازی اما مجدداً، غرور را شکاند تا قانون عشق پابرجا بماند و آن دو با تمام تلخی‌ها شاید از نو دوباره عاشق یک‌دیگر شوند.

سرنوشت، کلمه‌ای که می‌توان از آن درس گرفت. کلمه‌ای که با وجود کلمه بودنش، تمام زندگی تو را در برمی‌گیرد. این سرنوشت است که تو می‌توانی خوب و بد بودنش را انتخاب کنی اما… میان همین دغدغه‌ها می‌توانی عاشق شوی. می‌توانی لحظه‌ای، فقط لحظه‌ای کوتاه کنار عاشقت لبخند بزنی و در آغوشش از عطر تنش تنفس کنی و همین لحظه‌ی کوتاه را میان اشک‌هایت در غالب خاطره برای خود به عنوان شیرینی عشقت ثبت کنی.

دستش را بالای سرم گذاشت و سرش را که تا نزدیکی صورتم آمد، رو به بچه‌های کلاس خم کرد، با انگشت اشاره دقیقا نوشته‌ای را روی مانیتور نشان می‌داد و توضیحات لازم را راجع به آن می‌گفت. من به جز بوی عطرش که تمام ریه‌ام را پر کرده بود و چشمانم، که میخ چشمان همچو شبش بود هیچ نفهمیدم. با صدای خنده‌ی مهتاب که کنارم نشسته بود با حالتی منگ و گیج به او خیره شدم و سرم را به طرفین تکان دادم که با ابرو به پشت سرم اشاره کرد و لب زد:

https://www.1roman.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%b9%d8%b4%d9%82/
دیدگاه ها (۱)

عشق، تنها فرمول پیچیده‌ی این جهان است که هیچ دانشمندی نتوانس...

داستان در مورد دختری به اسم هدیه و بهار و هانیه سه دختر سال ...

درمورد دختری به اسم حور که دارای یک قُل دیگه به اسم رویاست ک...

بانوی بسیجی بر عکس اسمش در باره‌ی آراد! پسری پولدار و بی بند...

ما در خانه‌هایی زندگی می‌کنیم که دیوارها را ساخته‌ایم،اما پل...

« هم عشقمی هم رفیقمی »روایتِ رابطه ای ست که در آن عشق فقط به...

آرامش همیشه در شلوغیِ حرف‌ها نیست...گاهی در سکوتی پیدا می‌شو...

فقرِ #عاشق، نداشتنِ #طلا و #خانه نیست؛ فقرِ او لحظه‌ای‌ست ک...

از ميانِ پلك هاي خسته ام نور و روشنايي را مي ديدم تا آنجا كه...

پارت چهارم معرفی دختر مهتاب: اگه عاشق فضاهای فانتزی شرقی، اس...

رقص سایه‌ها | پارت ۱۲: ورود ناخواندهسکوت میان من و تهیونگ سن...

فنچ، جواهری کوچک و پرجنب‌وجوش در دنیای #پرندگان است. او با آ...

رقص سایه‌ها | پارت ۱۱: پژواک در تاریکیسرم را به اطراف چرخاند...

رز آبی پارت ۳۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط