راهبرد غلطی که همچنان ادامه دارد
♻️راهبرد غلطی که همچنان ادامه دارد!
◾️یکی از مهمترین ایرادات راهبرد مذاکره برای حل مشکلات کشور، معطل ماندن کشور و بلاتکلیفی است. از ابتدای شروع این مسیر ۱۳_۱۴ ساله و انتخاب این راهبرد به عنوان راهبرد اصلی، همواره ایران معطل بود تا مذاکره به جایی برسد و بعد اقدامی را انجام دهد. روزی مذاکره برای رفع تحریم، روزی مذاکره برای عدم محکومیت ایران در آژانس، روزی مذاکره برای عدم جنگ، روزی مذاکره برای بازگشت به برجام و... در طول این مسیر همواره کشور معطل بود، بلاتکلیف که ان شاءالله مذاکره پیش رود تا بعدش فلان گشایش اتفاق بیافتد. اما معمولا یا مذاکره پیش نمیرفت یا اگر پیش میرفت گشایشی حاصل نمیشد و گشایش معطل مذاکره بعدی میشد.
◾️اتفاقی که در عمل رخ میداد این بود که طرف مقابل هر دفعه یک بهانه جدید رو میکرد. ایران به سمت این میرفت که با دادن امتیاز بهانه را از طرف مقابل بگیرد، اما طرف مقابل بعد از گرفتن امتیاز ضربه جدیدی وارد می کرد و دوباره دعوت به مذاکره میکرد. مثلا برای رفع تحریم مذاکره شد، ایران امتیاز میداد تا بهانه گرفته شود و تحریم رفع شود، ولی دوباره ایران تحریم جدید میشد. یا آمریکا از برجام خارج میشد، ایران را متهم میکرد که سیستم مالی شفافی ندارد، ایران میرفت که این بهانه را رفع کند و fatf را میپذیرفت اما بعد طرف مقابل تحریم جدید میکرد که با fatf کارآیی آن بیشتر میشد و دوباره دعوت میکرد به مذاکره برای دادن امیتاز بیشتر. یا اینکه طرف مقابل از ایران اجازه بازرسی بیشتر طلب میکرد، ایران برای اینکه بهانه را از آنها بگیرد اجازه بازرسی حتی به اماکن نظامی، نه هستهای(مانند پارچین) میداد، اما بعد ایران در آژانس محکوم میشد و دوباره دعوت به مذاکره.
◾️همیشه هم در طول این مذاکرات طرف مقابل سعی میکرد با فشار میدان، ایران را راضی به دادن امیتاز بیشتر کند. تحریم در حین مذاکره، محکومیت در آژانس در حین مذاکره و امروز هم محاصره دریایی در ایام مذاکره! این چرخه باطل تاکنون برای ایران چیزی جز تحریم بیشتر، محکومیت و جنگ نداشته است. یعنی نه مشکل اقتصاد را حل کرده، نه امنیت را و نه حتی باعث شده ایران کاپ اخلاق ببرد! در مقابل میدان توانسته دستآوردهای به مراتب بهتری داشته باشد. حال سوال اینجاست. چرا اساسا باید مذاکره با آمریکا یک راهبرد جدی باشد؟ چرا یک کار غیرعاقلانه و غیرشرافتمندانه اینقدر مهم میشود؟ سوال دیگر این است که اساسا مذاکره زیر فشار چه معنی دارد؟ اينکه همچنان علیرغم حملات متعدد و وحشيانه رژیم صهیونی به لبنان و عدم پذيرفتن دو پیش شرط و ۱۰ شرط طرف ايرانی تن به مذاکره دهیم یا زیر فشار محاصره دریایی و حملات آمریکایی ها به بنادر و تأسیسات و جزایر و به شهادت رساندن چندین نفر از هموطنان عزيزمان به سمت مذاکره برویم چه معنی برای دشمن دارد؟
◾️سوال بعدی این است که اساسا چه کسی گفته که جنگ حتما با مذاکره به پایان میرسد؟ جنگها میتوانند با اقدامات یکطرفه سمت پیروز ماجرا و وادار کردن دشمن به پذیرش آن اقدامات پایان بپذیرد. یعنی ایجاد یک حالت باثبات و بازدارنده عینی.
◾️ و اما در نهایت، این بلاتکلیفی و حالت نه جنگ نه صلح که دوباره با پیشآمدن مذاکره ایجاد شده، اگر مدیریت نشود، میتواند باعث ایجاد ضربات کاری به کشور شود. مسیر ۱۳_۱۴ سالهای که منجر به جنگ و تحريم و شهادت رهبری شد مقابل ما قرار دارد و اینک این ماییم که انتخاب میکنیم تکرار اشتباهات گذشته یا اصلاح مسیری که جز خسارت محض حاصلی نداشته است!
◾️یکی از مهمترین ایرادات راهبرد مذاکره برای حل مشکلات کشور، معطل ماندن کشور و بلاتکلیفی است. از ابتدای شروع این مسیر ۱۳_۱۴ ساله و انتخاب این راهبرد به عنوان راهبرد اصلی، همواره ایران معطل بود تا مذاکره به جایی برسد و بعد اقدامی را انجام دهد. روزی مذاکره برای رفع تحریم، روزی مذاکره برای عدم محکومیت ایران در آژانس، روزی مذاکره برای عدم جنگ، روزی مذاکره برای بازگشت به برجام و... در طول این مسیر همواره کشور معطل بود، بلاتکلیف که ان شاءالله مذاکره پیش رود تا بعدش فلان گشایش اتفاق بیافتد. اما معمولا یا مذاکره پیش نمیرفت یا اگر پیش میرفت گشایشی حاصل نمیشد و گشایش معطل مذاکره بعدی میشد.
◾️اتفاقی که در عمل رخ میداد این بود که طرف مقابل هر دفعه یک بهانه جدید رو میکرد. ایران به سمت این میرفت که با دادن امتیاز بهانه را از طرف مقابل بگیرد، اما طرف مقابل بعد از گرفتن امتیاز ضربه جدیدی وارد می کرد و دوباره دعوت به مذاکره میکرد. مثلا برای رفع تحریم مذاکره شد، ایران امتیاز میداد تا بهانه گرفته شود و تحریم رفع شود، ولی دوباره ایران تحریم جدید میشد. یا آمریکا از برجام خارج میشد، ایران را متهم میکرد که سیستم مالی شفافی ندارد، ایران میرفت که این بهانه را رفع کند و fatf را میپذیرفت اما بعد طرف مقابل تحریم جدید میکرد که با fatf کارآیی آن بیشتر میشد و دوباره دعوت میکرد به مذاکره برای دادن امیتاز بیشتر. یا اینکه طرف مقابل از ایران اجازه بازرسی بیشتر طلب میکرد، ایران برای اینکه بهانه را از آنها بگیرد اجازه بازرسی حتی به اماکن نظامی، نه هستهای(مانند پارچین) میداد، اما بعد ایران در آژانس محکوم میشد و دوباره دعوت به مذاکره.
◾️همیشه هم در طول این مذاکرات طرف مقابل سعی میکرد با فشار میدان، ایران را راضی به دادن امیتاز بیشتر کند. تحریم در حین مذاکره، محکومیت در آژانس در حین مذاکره و امروز هم محاصره دریایی در ایام مذاکره! این چرخه باطل تاکنون برای ایران چیزی جز تحریم بیشتر، محکومیت و جنگ نداشته است. یعنی نه مشکل اقتصاد را حل کرده، نه امنیت را و نه حتی باعث شده ایران کاپ اخلاق ببرد! در مقابل میدان توانسته دستآوردهای به مراتب بهتری داشته باشد. حال سوال اینجاست. چرا اساسا باید مذاکره با آمریکا یک راهبرد جدی باشد؟ چرا یک کار غیرعاقلانه و غیرشرافتمندانه اینقدر مهم میشود؟ سوال دیگر این است که اساسا مذاکره زیر فشار چه معنی دارد؟ اينکه همچنان علیرغم حملات متعدد و وحشيانه رژیم صهیونی به لبنان و عدم پذيرفتن دو پیش شرط و ۱۰ شرط طرف ايرانی تن به مذاکره دهیم یا زیر فشار محاصره دریایی و حملات آمریکایی ها به بنادر و تأسیسات و جزایر و به شهادت رساندن چندین نفر از هموطنان عزيزمان به سمت مذاکره برویم چه معنی برای دشمن دارد؟
◾️سوال بعدی این است که اساسا چه کسی گفته که جنگ حتما با مذاکره به پایان میرسد؟ جنگها میتوانند با اقدامات یکطرفه سمت پیروز ماجرا و وادار کردن دشمن به پذیرش آن اقدامات پایان بپذیرد. یعنی ایجاد یک حالت باثبات و بازدارنده عینی.
◾️ و اما در نهایت، این بلاتکلیفی و حالت نه جنگ نه صلح که دوباره با پیشآمدن مذاکره ایجاد شده، اگر مدیریت نشود، میتواند باعث ایجاد ضربات کاری به کشور شود. مسیر ۱۳_۱۴ سالهای که منجر به جنگ و تحريم و شهادت رهبری شد مقابل ما قرار دارد و اینک این ماییم که انتخاب میکنیم تکرار اشتباهات گذشته یا اصلاح مسیری که جز خسارت محض حاصلی نداشته است!
- ۶۶
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط