: کوفه
: کوفه
تا کوچه ها زِ آمدنم با خبر شدند
این چشمهای خیره به ما خیره تر شدند
در ازدحامِ بُردنِ ناموس هایِ تو
نامحرمانِ کوچه نشین درد سر شدند
از بس کبود و بی رمق و زخم خورده ایم
این ضربه های تازه نَفَس بی اثر شدند
بویِ تنور می رسد از گیسوانِ تو
دیشب محاسنت به نظر شعله ور شدند
از بس به روی آبله ها پا گذاشتیم
زنجیرها هم از غم ما خونجگر شدند
این نیمه رو سری همه جا داد می زند
گیسوی دختران تو کوتاهتر شدند _____________________________
تا کوچه ها زِ آمدنم با خبر شدند
این چشمهای خیره به ما خیره تر شدند
در ازدحامِ بُردنِ ناموس هایِ تو
نامحرمانِ کوچه نشین درد سر شدند
از بس کبود و بی رمق و زخم خورده ایم
این ضربه های تازه نَفَس بی اثر شدند
بویِ تنور می رسد از گیسوانِ تو
دیشب محاسنت به نظر شعله ور شدند
از بس به روی آبله ها پا گذاشتیم
زنجیرها هم از غم ما خونجگر شدند
این نیمه رو سری همه جا داد می زند
گیسوی دختران تو کوتاهتر شدند _____________________________
- ۱۹۷
- ۰۵ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط