{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب المهدی

بسم رب المهدی
این جمعه دلم روشن است.
انگار کسی به من می گوید خبری خواهد شد.
امام من، مولای من، ای سرور و سالار من،
تک تک روز های هفته رفتند تا ما به جمعه ای دیگر برسیم .
جمعه ای که بوی ترا می دهد.
قربانت شوم.
بیا به جان های مومنان صفایی ده.
بیا بلاد مسلمین را آباد.
بیا انتقام مادرت را با شمشیر پدرت بگیر.
بیا دل های اکثریت مردم را که در گذر زمان مرده اند به معجزه های بارانیت زنده کن.
ای باقیمانده خدا نمی دانم اگر این جمعه هم نیایی چه کنم.
شمار جمعه هایی که نیامدی از شمارش خارج شده است.
بیا
می دانم اگر تو دعایی کنی محال است خدای حسین(ع) قبول نکند.
پس تو دعا کن که قلب ما آماده ظهور شود.
دعای من رو سیاه که به جایی نمی رسد.
می دانم گناهانم مانع اصلی ندیدن تو است.
از تو می خواهم به اجبار هم که شده مرا سر به راه کنی.
اختیار واژه منفوری است در ذهن من چرا که:
به اختیار گناه کردم.
به اختیار دلت را شکستم.
به اختیار بر درد هایت به جای مرهم گذاشتن نمک پاشیده ام.
به اختیار.....
مولای من پشیمانم.
جمعه عید است.
بیا دوباره به من عیدی بده پدر حقیقی شیعه.
از بزرگان عیدی بزرگی می خواهند.
و من از تو ای مولای خوبان دیدارت را می خواهم.
امید دارم بزودی این موهبت اللهی نصیب من می گردد و من روی تو را زیارت می کنم.
دعایم کن که محتاج دعای تو ام.
یا اباصالح التماس دعا.
دیدگاه ها (۸)

کاش فردا به جای ندبه کردن در فراقتشکر به دیدارت کنیم.کوتاه ت...

امام جعفر صادق (ع):فَإذا صَلّی العَبد صَلاةُ الصُّبح مَعَ طُ...

خواهرمدر این جنگ نا برابر فرهنگی تو "جهاد اکبری" می کنی که ا...

ای رهبرمای فرزند زهراتو را ای جانشین به حق خیمنی، تنها نخواه...

چه آرزوی قشنگی است زندگی با توتویی دلیل نفس های خسته ام یا ت...

تو مثل حاصل کارِ کمال الملکِ نقّاشیولی من خط خطی های کج یک آ...

حکایت🗣️آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط