شده ام سنگ صبور روزگار... دارد تمام غم هاي ديرينه اش را ي
شده ام سنگ صبور روزگار... دارد تمام غم هاي ديرينه اش را يك جا به خوردم ميدهد...
عادت ميكنم به داشتن چيزي وسپس نداشتنش...
به بودن كسي وسپس نبودنش,
تنها عادت ميكنم فراموش نه!
شبها زير دوش آب سرد...
رها ميكنم بغض زخم هايم را,
درحالي كه ميگويند:
خوش به حالش...
چه زود فراموش كرد...
عادت ميكنم به داشتن چيزي وسپس نداشتنش...
به بودن كسي وسپس نبودنش,
تنها عادت ميكنم فراموش نه!
شبها زير دوش آب سرد...
رها ميكنم بغض زخم هايم را,
درحالي كه ميگويند:
خوش به حالش...
چه زود فراموش كرد...
- ۵۰۰
- ۰۸ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط