خبرت هست دلم خسته توست

خبرت هست دلم خسته توست
دیرگاهیست که دلبسته توست

کوچه در کوچه ترا می جوید
چشم حیران به در بسته توست

شهرگویی که زبانیست خموش
پنجره ها همه وابسته توست

خسته گشتم نه ز غمخواری تو
خون دل خوردن من مهرفرو بسته توست

نکنم شکوه ز بیداد توای ماه جبین
بیخروشی زازل قصه سربسته توست

شنتیا آه من است ابر اگر میگرید
شب و تنهایی و من قصه پیوسته توست
دیدگاه ها (۱)

لعنت به فردایی که بی تو درد داردبه این جهان که خصلتی نامرد د...

ﺗﻮ ﻣﯿﭙﺮﺳﺘﯽ ﻭ ﻣﻦ ﻣﯿﭙﺮﺳﺘﻢﺗﻮ ﺧﺪﺍﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﺮﺑﯽﻣﻦ ﺧﺪﺍﺭﺍ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩﻡﺗﻮ ﺩ...

خُـــــــدایا ...قسمت و حکمتت رو بگذار..واسه اونهایی که درکـ...

√...." مــــــــــــــن " خیلــــــــــی جـاهــــــا......√ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط