{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادمای بی تفاوت یه روزی همه چی براشون مهم بود خودشون ، زند

ادمای بی تفاوت یه روزی همه چی براشون مهم بود خودشون ، زندگیشون ، عشقشون ، ادمای اطرافشون ، یه روزی از ته دل می خندیدن ، اما از یه جایی به بعد دیگه هیچی براشون مهم نیست هیچی خیره میشن به یه نقطه چشماشون قرمزه اما نمی باره خنده شون درد داره تو دنیای خودشون غرق ان جایی نمیرن حرف نمی زنن وقتی رد دادن ، رد دادن کاش یک کم میفهمیدین
دیدگاه ها (۱)

عمگینمو دلسرد از این دنیا از این دنیای لعنتی که ادم هایش غرق...

رفت و من رو عزادار نبودن هایش کرد لعنت به من که ندیدمش رفت و...

خسته شدم بس که رنجیدم ، جنگیدم باختمو اخرش خندیدم هه الانم ه...

از زندگی متنفر نشدمفقط بی خیال ش شدم

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ‌∶ гг #...

تولد بعضی آدما فقط یه روز توی تقویم نیست.یه یادآوریه؛ یادآور...

قلب های مرده پارت ۵۷تهیونگ... تهیونگ عقب‌تر ایستاده بود. نزد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط