ادمای بی تفاوت یه روزی همه چی براشون مهم بود خودشون ، زند
ادمای بی تفاوت یه روزی همه چی براشون مهم بود خودشون ، زندگیشون ، عشقشون ، ادمای اطرافشون ، یه روزی از ته دل می خندیدن ، اما از یه جایی به بعد دیگه هیچی براشون مهم نیست هیچی خیره میشن به یه نقطه چشماشون قرمزه اما نمی باره خنده شون درد داره تو دنیای خودشون غرق ان جایی نمیرن حرف نمی زنن وقتی رد دادن ، رد دادن کاش یک کم میفهمیدین
- ۶.۱k
- ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)