{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💫

💫
یاد داری
که زمن خنده کنان پرسیدی:
چه رهآورد سفر دارم از این راه دراز ؟
چهره ام را بنگر تا بتو پاسخ گوید:
اشک شوقی که فروخفته به چشمان نیاز

چه رهآورد سفر دارم ای مایه‌ی عمر؟
سینه ای سوخته در حسرت یک عشق محال!
نگهی گمشده در پرده‌ی رویایی دور
پیکری ملتهب از خواهش سوزان وصال ...
دیدگاه ها (۱)

دفتری باز در اینجاست غزل می گویدصاحبش بی کس و تنهاست غزل می ...

برای قلب خسته ام تو بهترین بهانه ایپراز دقیقه های خوش، سرود ...

❣ فڪر می ڪردیمعاشقی هم بچگیستاما حیف این تازه اول یک زندگیست...

می شود عاشق شوی از عشق سیرابم کنی؟یا که آغوشم شوی بر سینه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط