{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاصدكى بودم،

قاصدكى بودم،
چند لحظه اى
مهمانِ دست هايت !
گله اى ندارم از تو،
باد آورده را باد مى برد ديگر ....
دیدگاه ها (۱)

عطر ِ تَنت روی ِ پیراهنم مانده.. امروز بوییدَمَش عمیق ِ عمیق...

به سلامتی اون زندونی که امشب شب اول حبسشه...به سلامتی اون سر...

دیگر تنهایی ام را با کسی قسمت نخواهم کرد! یک بار قسمت کردم چ...

بُگــــــــــــذار زمــانـــــه از حِـســـادتــــــــ بتـرکَ...

عباس رضایی | abbasrezaei

▪️کاش حرم بودم▪️و مهمان تو بودم▪️مهمان تو▪️و سفره ی احسان تو...

نه برای اینکه برگردی،نه برای اینکه بفهمی،فقط می‌خوام بگمکه ...

ای کاش وقتی خوابم می برد دیگه تو خواب دست و پاهام نمی لرزيد😔...

اجتماعی مذهبی

عاشقانه های شبنم حرم

تو تاریکی های ذهنم ،شب هایی که اشک مهمان چشمانم بود،تنها بود...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

وقتی دست افتاده ای را میگیری و لبخند را مهمان قلبش می کنی ؛و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط