واکسن؟

واکسن؟



(خونه)
&اخیش چقدر خونه حس خوبی میده
-اوم اره یه حس راحتی
&دقیقا
-خوب خوشگلم برو لباستو عوض کن مسواکتو بزن بریم بخوابیم
&چشم داداشی
-فدات اون چشم گفتنت شم
&(رفت)
ویو تهیونگ:
واقعا برای فردا خیلی نگرانم نمی‌دونم قراره چطوری برخورد کنه واقعا نگرانشم امیدوارم خیلی گریه نکنه اما آخه چطور گریه نکنه هوف دارم دیوونه میشم
&داداش من اومدم
-(تو فکره)
&داداش(یکم بلندتر)
-ها بله بله
&کجایی
-هیج جا همینجام
& آهان باشه پس بریم بخوابیم
-بریم (بغلش می‌کنه و میرن تو تخت)
&(می‌ره تو بغلش)
-(محکم بغلش می‌کنه و سرشو میبوسه)خوشگلم
&بله
-استرس که نداری
&یکم
-یکم طبیعیه
&اوم داداش
-جونم
& قراره خیلی دردم بگیره؟
-نه عزیزم فقط به کوچولو دردت میگیره اما بعدش کاملا خوب میشی
&باشه
-الان بخواب که فردا بتونی بلند شی
&چشم(سرشو می‌زاره رو سینش و می‌خوابه
-(سرشو می‌زاره روی شونه ی میونگ و می‌خوابه)
(صبح)



ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

part 72دکتر رفت و جیهوپ نشست پایین صندلی و دستشو گرفت.جیهوپ«...

#میکاپ_آرتیست_من

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

وقتی بین بچه هات فرق می‌داشت

اجبار به بدبختی پارت ۴۹

سناریو تهیونگ

سناریو تهیونگ

در زد و دید انیا خوابه یک هفته بعددامیان:انیا کو انیا انیاا ...

«قمار عشق »part:20بعد از اون رابطه ای که داشتن هردو خسته رو ...

Part ¹²+ساعت نزدیک سه شب شده بود +پاشو بریم خوابم میاد &بریم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط