{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیر باران رفتم🌨

زیر باران رفتم🌨

دلم از پاکی باران لرزید🌨

و نگاهم را شست🌨

و صدایم را برد🌨

و چه زیباست🌨

هم آغوش شدن با اشکی🌨

که ز چشمان جهان می ریزد🌨

کاش باران بودم🌨

که دلی می شستم...🌨

❤🌨❤🌨
دیدگاه ها (۰)

زمان زود میگذرد...بی‌بی ها هم یک روز نی‌نی بودند،فقط گذر زما...

بعضی وقتها حالت وصف شدنی نیستبعضی وقت ها حس می کنی با همه فر...

بپاش رنگ را بر دیواره دلت ...تا آبی شود سقف بی رنگهوای زندگی...

بنده ی خوبم وظیفه ی تو دعا و نیایش استو بر من است اجابت کردن...

﴿ فصل 1قسمت78 ﴾(از زبان نیما)با هر ضربه‌ای که روی صفحه گوشی ...

پدر بزرگ من یه کله پز بود

#part_5#پایان_خوش_داستان_من که بابام رو دیدم شروع کرد داد زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط