{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب‌هایے‌ هست

شب‌هایے‌ هست
که من و دیوارهاےخاکسترے
دلمان را به آمدن تو
خوش مے‌کنیم
شنیدے ؟
انتظار ..
صحبت از بےنهایت است
شب‌هایےهست
که نبودنت مرا
به لمس تمام عکسهاےتو
نزدیکتر مےکند
شب‌هایےهست
که بودنم را با نگاهم
به سقف خانه میخ مےکنم
شنیدے ؟
صحبت از ذره ذره نیست
شدن است
شب‌هایے هست
که پرواز را زیر پوستم حس مے‌کنم
شنیدے ؟
کندن ..
رفتن ..
صحبت از رها شدن است
شب هایے هست ..
مثل امشب ..
تاریک ....
سرد
شب هایے ..
مثل امشب ....
که کاش صبح نشود
مے شنوم ..
صحبت از ختم این قائله است
صحبت از خس خس نفس‌هاے
عشقےکه شاید به صبح نکشد ....
دیدگاه ها (۱)

از آدمها نپرسید “چرا”ناراحتن…..!براے اشکها و بغضهایشان…”دلیل...

انگار سهم مناز " تـو " فقط یک اسم بود !یک اسم کههر جا مے بین...

بَعضیآ هستــن که باهـاتـَنولےهمیشه با کـسآےدیگه گـَرم میگیرن...

فراموشےرا بیخیال عملے نیست من دلم سرما خوردگےمیخواهد تا وقتـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط