پارت

پارت 25
=... کم کم دیرت میشه ها
(جیک زودتر بیدار شده بود و لباساشو پوشیده بود و اماده بود بره مدرسه)
_من حاضرم
=عجیب بود اگه اماده نبودی، من پسری به وقت شناسیه تو ندیدم
_حالا نمیخواد زیاد ازم تعریف کنی، راستی به راننده شخصیم بگو نیاد دنبالم امروز میخوام پیاده برم
=مطمئنی؟
_مامان، چرا فکر میکنی بچه ی تنبلیم؟ خب دلم میخواد پیاده برم
=باشه، بهش میگم نیاد دنبالت

ویو سوهیون

(خمیازه)+(الان ساعت چنده؟ چی؟ ساعت 6عه؟عجیبه امروز انقدر زود بیدار شد.)
(سوهیون میزنه تو سرش)
+(هی سوهیون مگه خنگی؟ بجای اینکه خوشحال باشی تعجب کردی؟ به هرحال حالا که انقدر زود بیدار شدم میتونم با خیال راحت کارامو بکنم
.............
(6:45)
+مامان من دارم میرم مدرسه، خداحافظ

~باشه به سلامت
+(تقریبا از خونه دور شده بودم، داشتم میرسیدم به مکان مورد علاقم، هرروز صبح قبل از اینکه برم مدرسه از اونجا رد میشدم، یه سه راهی رویایی...)
+(امروز هم مثل بقیه ی روز ها بود و میخواستم برم کنار درخت شکوفه هلویی در کنار اون سه راهی، که... چشمم به یچیزی خورد... چی؟ اون جیکه؟
..................................
_______________________
#هشت_خوش_شانس#فیک#انها_یپن
هاهاها پارت بعد هم شرایط نداره😎
اگه نظری در مورد داستانم دارید بدی، ممنون میشم از این بابت❤🥺🙂
#انها_یپن#کیپاپ#فیک
دیدگاه ها (۱۲)

بچه ها شاید باورش براتون سخت باشه ولی من هنوز حوصله ی اینکه ...

ناشناسم💖 https://daigo.ir/secret/31148500792 https://daigo.i...

پارت24 =کی قراره بهش بگیم سوهیون همون هانوله؟(رو به پدر سوهی...

💖😭😭#کیپاپ#استری_کیدز#انها_یپن#تی_اکس_تی#بوی_نکست_دور#زیرو_بی...

نام فیک: عشق مخفیPart: 55/فردا/ویو ات*صبح با صدای مادرم و بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط