پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،نیمه شب خواب دیدکه بیگنا
پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،نیمه شب خواب دیدکه بیگناه است، پس اوراآزاد کرد،
،پادشاه گفت حاجتی بخواه.
درویش گفت :وقتی خدایی دارم که نیمه شب تو را بیدار میکندتامرا ازبند رها کنی، نامردیست که ازدیگری حاجت بخواهم ...
لحظاتتان پر از رحمت الهی
،پادشاه گفت حاجتی بخواه.
درویش گفت :وقتی خدایی دارم که نیمه شب تو را بیدار میکندتامرا ازبند رها کنی، نامردیست که ازدیگری حاجت بخواهم ...
لحظاتتان پر از رحمت الهی
- ۱.۹k
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط