بعد حرفش تفنگو سمت یونگی گرفت که دستمو از بینشون ازاد کرد
بعد حرفش تفنگو سمت یونگی گرفت که دستمو از بینشون ازاد کردم و تفنگو گرفتم ولی با یه اشتباه ماشه رو کشیدم که گلوله به مامان یونگی خورد
_ات... تو.. چی.. چیکار کردی!؟
+ن.. نه نه من نمیخواستم... اشتباهی شد(در این مورد باهات موافقم)
"اههه اههههه دیدی زنت شد قاتل مادرت
_ن.. نهه نههه مامان(داد)(مامانشو بغل گرفت)
: پ... پسر.. پسرم چیزیم نی..نیست
_مامان نه(گریه)
(پرش زمانی به بیمارستان)
♕یونگی نشسته و سرشو گرفته پدر یونگیم دستش تو جیبشه و به دیوار تکیه داده و بیخیاله و ات....
ویو ات
من از قصد اینکارو نکردم فک کنم بهتر باشه یچیزی بگم(نگی بهتره)
+یون.. یونگی من از قصد اینکارو نکردم
_ .....
+یونگی؟
+یونگی خواهش میکنم
" بس کن به اندازه کافی گند زدی عروس گلم
(همینجور منتظر بودن که دکتر اومد)
٪همراه خانم مین کیه؟
_من من حالشون خوبه؟
٪متاسفم ولی فوت کردن تسلیت میگم
ویو یونگی
تا اینو کفت دویدم سمت مامانم و پارچه سفیدو برداشتم
_مامان نه مامان برگرد پیشم (گریه)
٪باید ببریمشون سرد خونه همین الان برعکس تمام وقتایی که بیمار فوت میکنه ایشون باید سریعا ببرن سرد خونه
_منم باهاتون میام(بغض و عصبانیت)
+منم همیطور
٪لطفا ونو اماده کنین و بیارو ببرین
(شب فردای خاکسپاری)
+یونگی خواهش میکنم التماست میکنم یچیزی بخور
_نمیخوام... برو
+ی... یونگی تروخدا
_خفه شووووو(عربده)
_تو تو مادرم رو کشتی حرومزادههههه (عربده)
ویو ات
این.... این جمله دقیقا جمله ایه که تو خوابم بهم گفت
+نه نه من اینکارو نکردم تروخدا اروم باش
_انتظار داری اروم باشم؟
_ات... تو.. چی.. چیکار کردی!؟
+ن.. نه نه من نمیخواستم... اشتباهی شد(در این مورد باهات موافقم)
"اههه اههههه دیدی زنت شد قاتل مادرت
_ن.. نهه نههه مامان(داد)(مامانشو بغل گرفت)
: پ... پسر.. پسرم چیزیم نی..نیست
_مامان نه(گریه)
(پرش زمانی به بیمارستان)
♕یونگی نشسته و سرشو گرفته پدر یونگیم دستش تو جیبشه و به دیوار تکیه داده و بیخیاله و ات....
ویو ات
من از قصد اینکارو نکردم فک کنم بهتر باشه یچیزی بگم(نگی بهتره)
+یون.. یونگی من از قصد اینکارو نکردم
_ .....
+یونگی؟
+یونگی خواهش میکنم
" بس کن به اندازه کافی گند زدی عروس گلم
(همینجور منتظر بودن که دکتر اومد)
٪همراه خانم مین کیه؟
_من من حالشون خوبه؟
٪متاسفم ولی فوت کردن تسلیت میگم
ویو یونگی
تا اینو کفت دویدم سمت مامانم و پارچه سفیدو برداشتم
_مامان نه مامان برگرد پیشم (گریه)
٪باید ببریمشون سرد خونه همین الان برعکس تمام وقتایی که بیمار فوت میکنه ایشون باید سریعا ببرن سرد خونه
_منم باهاتون میام(بغض و عصبانیت)
+منم همیطور
٪لطفا ونو اماده کنین و بیارو ببرین
(شب فردای خاکسپاری)
+یونگی خواهش میکنم التماست میکنم یچیزی بخور
_نمیخوام... برو
+ی... یونگی تروخدا
_خفه شووووو(عربده)
_تو تو مادرم رو کشتی حرومزادههههه (عربده)
ویو ات
این.... این جمله دقیقا جمله ایه که تو خوابم بهم گفت
+نه نه من اینکارو نکردم تروخدا اروم باش
_انتظار داری اروم باشم؟
- ۹۶
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط