یاعلی امیرالمومنین علیه السلام

یاعلی امیرالمومنین علیه السلام 
انت صراط المستقیم
جابر بن عبدالله انصاری می گوید با عده ای در منی همراه رسول خدا صلی الله علیه وآله بودیم ناگهان شخصی توجّه مارا به خودجلب کرد ،او گاهی سجده می نمود و گاهی رکوع می کرد و مشغول ناله و تضرّع بود. 
گفتیم:ای رسول خداصلی الله علیه وآله چقدر نمازش زیبا است . فرمود: او همان است که پدر شما را از بهشت بیرون راند.(شیطان)
پس امیرالمؤمنین سلام الله علیه بی مبالات به طرف اورفت و اورا گرفته حرکت شدیدی داد به طوری که دنده های راست و چپش در هم فرو رفت و فرمود:إن شاء الله تو راخواهم کشت.

او گفت:تا آن مهلتی که خداوند به من داده است پایان نپذیرد و آن وقت معلوم نرسد این کار را نمی توانی کرد،وچرا می خواهی مرا بکشی ؟
به خدا قسم دشمنی نمی کند کسی با تو مگر اینکه نطفه من قبل از نطفه پدرش وارد رحم مادر او شده است،و با دشمنی تو در اموال و اولاد آنها شرکت دارم،واین فرمایش خداوند تبارک وتعالی است: «وَ شارِکهم فِی الأمول ِوَالأولاد»( سوره اسراء  آیه 66)

پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند
ای علی با تو دشمنی نمی کند از قریش
مگر کسیکه ازدواج او بدون عقدبوده است
واز انصارمگر کسیکه اصلش یهودی بوده است
واز طائفه عرب مگر کسیکه نسب او صحیح نیست
و از مردمان دیگر مگر که گمراه و بدبخت است
واز زنان مگر کسیکه که از پشت حیض شود

بعد آنحضرت سر را به آرامی به طرف سینه مبارکش پایین آورد ومدتی سکوت کرد سپس سر را بلند کرده وفرمودند ای گروه مردمان به فرزندان خود محبت علی سلام الله علیه را عرضه بدارید
جابر می گوید ما دوستی امیرالمؤمنین را بر فرزندانمان عرضه میکردیم ،هر که اورادوست داشت می فهمیدیم فرزند خودمان است و آنکه آن حضرت را دوست نداشت به خودمان نسبتش نمی دادیم. علل الشرایع  ج1 ص142 ،بحارالأنوار ج27ص151
 القطره ج1ص219 اللهمَّ‌عَجّل‌لِوَلیکَ‌ِالفَرَج‌
دیدگاه ها (۳)

بداند ماجرای عشق ما را گر علیخانی!!! تمام سی شب ماه عسل مهما...

نایپ کن ببینیم

حسین

قطره ای از دریای فضائل حضرت فاطمه الزهرا (س)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط