{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد

یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد
دردو بلای او کاش بر جان من بیفتد

من چون زپا بیفتم درمان درد من اوست
درد ان بود که از پا درمان من بیفتد

یک عمر گریه کردم ای اسمان روا نیست
دردانه ام ز چشم گریان من بیفتد

ما هم به انتقام ظلمی که کرده با من
ترسم به درد عشقو هجران من بیفتد

از گوهر مرادم چشم امید بسته است
این اشک نیست کاندر دامان من بیفتد

من خود به سر ندارم دیگر هوای سامان
گردون کجا به فکر سامان من بیفتد

خواهد شد از ندامت دیوانه شهریارا
گر ان پری بدستش دیوان من بیفتد
.
دیدگاه ها (۳)

عشق چیزی بر تر از احساسهاست لایه رنگ قشنگی روی این دیوارهاس...

بهم گفتند "پدرت " را در یک جمله توصیف کن هرچه فکر کردم نتو...

روزت مبارک پدر... دخـتــَــر کـه بــاشی میـدونـی اَوّلـــ...

از تمام دنیا... یک صبح سرد یک چای داغ و یک صبح بخیر تو برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط