هیچ وقت دلت را بہ جایی قفل زده ای؟

هیچ وقت دلت را بہ جایی قفل زده ای؟

جایے ڪہ آرزوگاه هزاراڹ دل مشتاق باشد؟

یا جایے ڪہ بتوانے حرف های دلت را بلند بلند بگویے،هیچ خجالت نڪشے و گریہ ڪنے؟

چشم هایت را ببندی و بگذاری تا دلت بہ آرامے شکند و مرواریدهای اشڪ از چشمانت بہ آرامے فرو غلتد...
آڹ وقت،سجاده ات پر از عطر دعا می شود....یاسی مے شڪفد و احساس می ڪنے،
یعنی دوست داری دستت را بہ جایے بلند ڪنے و در بوی خوش گلاب غرق شوی...گریہ ڪنے،
حرف بزنے،دعا ڪنے و آرام بگیری...

حرم بوی خوش گلاب دارد و عطر آرامش می پراڪند...

پ.ڹ:

پنجره فولاد تو دوای هرچی درده

ڪسی ندیدم اینجا ڪہ ناامید برگرده
دیدگاه ها (۲۶)

@zangane2013

پارت دهم: «بازیِ بی‌انتها»تهیونگ به آرامی از روی صندلی بلند ...

عاشقانه های شبنم

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟡شـجـآعـت ایـن نـیـسـت ڪـہ نـتـࢪسـے؛ شـجـآعـت ایـنـہ ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁸مهم نیست که دیگران چی میگنواژها‌ و اندیشه ها ...

برادر ناتنی

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش دوم_یک لحظه نگاهش می‌کنم و بعد می‌گویم"من ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

شاهکاری به نام دروغ

چند پارتی جدید داریمممم صدای زنگوله بالای در که چرخید، حتی ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط