شروه

شروه:
بزن نی زن که بس دلگیرم امشب

خدا داند ز غم می میرم امشب
به جان آمد دلم زین زندگانی
فغان از جور و از بی همزبانی

بزن نی زن از این نالان ترم کن
بزن آتش به دل خاکسترم کن
بزن نی زن که دلتنگ از زبانم
بزن نی زن که رسوای جهانم
از این سازت مرا غمگین ترم کن
مرا آتش زن و خاکسترم کن
بزن نی زن که با من هم نوایی
تو هم می سوزی و هم درد مایی
تو هستی گریه هایم را بهانه

بخوان بار دگر از غم ترانه
کتاب درد و غم در سینه دارم

به خاک, این دفتر غم می سپارم
دیدگاه ها (۹۷)

روزتون عسلی😘 😘 😘 😘

.

اینم بچه امیر

😂 😂 😂 جاتو خیلی خالی

پیر مردی تمام عمرش را بین بازاروکوچه سر می کردهرکسی بار در د...

از کوفه بیرون رفتند و حضرت فرمودند چشمت را روی هم بگذار آن م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط