انسانها را باور کن
انسانها را باور کن
در جهان چون مستاجری موقت
و چون مهمانی در تابستان مباش
جهان را خانهی پدریات بدان
بذر را باور کن، زمین را، دریا را باور کن
اما بیش از همه، انسانها را باور کن
ابرها را، بادها را، کتابها را دوست بدار
اما بیش از همه، انسانها را دوست بدار
درد شاخهی خشکیده را دریاب
و درد ستارهای را که خاموش میشود
و درد جانوری مجروح را
اما بیش از همه، درد انسانها را دریاب
بگذار طبیعت غنی شادمانت کند
بگذار نور و تاریکی شادیت بخشند
بگذار چهار فصل به وجدت آورند
اما بیش از همه
بگذار انسانها شادمانت کنند.
ناظم حکمت
در جهان چون مستاجری موقت
و چون مهمانی در تابستان مباش
جهان را خانهی پدریات بدان
بذر را باور کن، زمین را، دریا را باور کن
اما بیش از همه، انسانها را باور کن
ابرها را، بادها را، کتابها را دوست بدار
اما بیش از همه، انسانها را دوست بدار
درد شاخهی خشکیده را دریاب
و درد ستارهای را که خاموش میشود
و درد جانوری مجروح را
اما بیش از همه، درد انسانها را دریاب
بگذار طبیعت غنی شادمانت کند
بگذار نور و تاریکی شادیت بخشند
بگذار چهار فصل به وجدت آورند
اما بیش از همه
بگذار انسانها شادمانت کنند.
ناظم حکمت
- ۸.۴k
- ۰۸ بهمن ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط