{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

س‌ـرعت✔

س‌ـرعت✔

کاشفی در سرزمینی بومی، نگران از نرسیدن به مقصد، دستمزده بیشتری به باربرانِ خود پیشنهاد کرد تا سـریع تر بروند. تا چندروز باربران تُندتر حرکت کردند.
امـا یک روز بعدازظهر ، ناگهان بارشان را زمین گذاشتند و نشستند.
این بار هرچه پول بیشتری وعده داد،حاضر نشدند حرکت کنند.
کاشف از آنها پرسید چرا این چنین رفتار میکنند?
به او پاسخ دادند:

آنـقـدر تـند آمده‌ایم که دیگر نمی‌‌دانیم چـه می‌کنیم.
«باید صـبـر کنیم تا روح‌مان به ما برسد.»




...
دیدگاه ها (۵)

***مدرسه زودتر از همیشه به پایان رسید و هوا هنوز گرمایِ بعدا...

چطور بفهمم اختلال هورمونی دارم؟ شمار زیادی از زنان بخصوص...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۸. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۷. خد...

خجسته شب قبلش 😂#بامداد_خمار #نوید_پورفرج #ترلان_پروانه #دانی...

از آسمان تا کربلا…جایی که دل آرام می‌گیرد. 🖤یا حسین… #حسین_...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۷. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۶. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۶. خد...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۵. خد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط