{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من دلتنگم آن قدر که با نامت می گریم دل تنگی...انتظار...من

من دلتنگم آن قدر که با نامت می گریم دل تنگی...انتظار...من ..

من غریب تر از همیشه ام عشق من...
تو که خوب می دانستی که همه تنها آشنایی را به یدک می کشند و تو آشنای منیتو که می دانستی هر نفسم با نفست بیرون میاد...
تویادت نمی آیدعشق من؟.
یادت هست در آغوشم کشیدی که من همه کس توام ! ...
من برای تو ...
برای تو که همه کس منی...
برای تو که همه ی دنیای ساده و کودکانه ی منی دلتنگم...
من برای چشمانی دلتنگم که روزهاست رهایم کرده اند..
من برای دست هایی دلتنگم که روزهاست تنهایم گذاشته اند و رفته اند من روزهاست که خاموشم...
بگذار فکر کنند این ها هذیان های یک بیمار تب آلود است...
بگذار فکر کنند شعر است !
استعاره های ادبیست و برایم دست بزنند ..
.بگذار تماشا کنند مرا که خاطرات درونی وجودم را می خورند و دارم تمام می شوم
برای آن ها بی آن که بدانند من روزهاست تمام شده ام...
به من حق بده بهترینم! تو حق بده...
این آشفتگی را بر من ببخش ولیکن من برای تمام شدن خویش این طور گریان نیستم...
برای رفتن توست که می نالم ...
😔
😔
دیدگاه ها (۱)

بـاران کـه می بـارد دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود .راه می افـ...

به دیدارم بیا هر شب، در این تنهایی ِ تنها و تاریک ِ خدا مانن...

محبوب مندلتنگی بخشی از من نهبلکه تمام من است..بعد از شناختن ...

یکی از جان کندن‌ هاییکه آدم‌ ها دچارش می‌ شوندهمین پنجشنبه‌ ...

ان لحظه سر از پا نمی شناختم . پریسا برای من بود  ان چشمانش  ...

ان لحظه سر از پا نمی شناختم . پریسا برای من بود  ان چشمانش  ...

صورتم را روی کفشهایش گذاشتم و گفتم پریسا حان تو را خدا بس کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط