{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و این حال پریشان چه به هم می آییم

من و این حال پریشان چه به هم می آییم
من و این بغض فراوان چه به هم می آییم
بی تو آواره ی شب گرد خیابان شده ام
من و شب های خیابان چه به هم می آییم
زیر باران بروم اشک بریزم نم نم
من و این نم نم باران چه به هم می آییم
از غمت ناله کنم، گریه کنم از دوری
من و این گوهر مژگان چه به هم می آییم
بی تو این خانه چه دلگیر چه غمگین شده است
من و این خانه ی ویران چه به هم می آییم
دیدگاه ها (۷)

خود گنه کاریم و از دنیا شکایت می کنیم!غافل از خود، دیگری را ...

چهره ها بشکند از غم به جوانی افسوسدر به در میکندت عشق گر ند...

من بی تو نیستم، تو بی من چه می‌کنی؟بی‌صبح ای ستاره‌ی روشن چه...

کنار چشمه نشستم در انتظار خودمخودم کنار خودم با خودم برای خو...

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای توگفتم که یک غزل بنویسم برای تو....

لبانت قند مصری ، گونه هایت سیب لبنان راروایت می کند چشمانت٬ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط