باز باران

باز باران
بی ترانه
بی نوای عاشقانه
می خورد بر بام خانه
بر خیال و خاطراتم
می نشیند بغض سنگین
تلخ و غمگین
در هوای دیدن تو
دور می گردم ز خانه
چرخش چرخ زمانه
یادم آرد
عهد دیرین
یاد عهد روزگار کودکیها
یاد خط یادگاری
که نوشتی بر درخت خشک خانه
یاد آن شعری که خواندی
یاد آن حرف قشنگ شاعرانه
یاد تو با عشقهای کودکانه
باز باران
می چکد بر صورت من
می نشیند بر نگاهم
اشک و باران
هر دو می ریزد به گونه
خیس می گردد خیالم

________________
دیدگاه ها (۱)

جاده بی راهه

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷⓿وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج هایشتنها بماند...

باز باران بی ترانه می خورد بر بام خانه نرم نرمک می چکد غم از...

باز باران با ترانهباز باران، با ترانه می خورد بر بام خانهخان...

باز باران!باز باران با ترانه می خورد بر بام خانهخانه ام کو ؟...

باز باران! باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه خانه ام کو...

باز باران نه نگویید با ترانه می سرایم این ترانه جور دیگر با...

باز باران نه نگویید با ترانه می سرایم این ترانه جور دیگرباز ...

باز باران نه نگویید با ترانه می سرایم این ترانه جور دیگر ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط