عملیات شهید غیور اصلی - قسمت دوم
عملیات شهید غیور اصلی - قسمت دوم
با فرا رسیدن شب و اضافه شدن چند نفر دیگر از بچهها، در مجموع 28 نفر به فرماندهی برادر غیور اصلی به سمت دشمن حرکت کردند. بچهها تا سه راه حمیدیه را با ماشین رفتند و با پیاده شدن در کنار نخلستان، پیاده طی مسیر کردند و با رسیدن به نزدیکی دشمن، بچهها دو نفر، دو نفر و با فاصله 100 متر از یکدیگر، در غرب جاده سوسنگرد اهواز مستقر شدند در حالیکه یک تیپ از لشکر 9 زرهی در شرق جاده مستقر بود. زمین شرق جاده مزرعه و غرب آن باغستان بود. بچهها در غرب جاده مسلح به آرپیجی 7 در کمین نشستند در حالیکه هیچگونه سنگر و موضع قابل اعتماد وجود نداشت. خط خودی از سه راه حمیدیه تا گل بهار ادامه داشت و طول آن به حدود 1400 متر میرسید. در ابتدای خط یک بیسیم و در انتهای آن بیسیم دیگری بود. به بچهها گفته شد تا قبل از دستور، هیچگونه عکسالعملی نشان ندهند. ساعت 4 بامداد از ابتدا و انتهای خط اجرای آتش به سوی دشمن شروع شد و در پی آن تمام بچهها شلیک به سوی تنکهای عراقی را آغاز کردند. طولی نکشید که نیروهای عراقی شروع به فرار کردند. آنها حتی تعدادی از تانکهای سالم خود را رها کرده و به عقبنشینی پرداختند و بچهها تا گل بهار به تعقیب آنها پرداختند. با توجه به هماهنگی قبلی با هوانیروز، از گل بهار نقش عمده را هوا نیروز به عهده گرفت و تعقیب دشمن را ادامه داد. بخشی از تیپ 3 لشکر 92 ارتش که در پادگان حمیدیه مستقر بود نیز به همراهی بچهها به تعقیب نیروهای فراری ادامه داده و وارد سوسنگرد شدند. در سوسنگرد افراد گروهک خلق عرب دستگیر شده و بخشدار و فرمانداری که توسط عراقیها منصوب شده بودند دستگیر و توسط آیها... خلخالی به اعدام محکوم شدند رزمندگان در ادامه تعقیب دشمن وارد بستان شده و این شهر نیز آزاد شد و در مجموع نیروهای عراقی در این محور حدود 90 کیلومتر عقبنشینی کردند. طی شبیخون ابتدای این عملیات و حمله نخستی که ضربه اصلی را به دشمن وارد کرد، هیچ یک از بچهها آسیبی ندیدند ولی در ادامه عملیات 4 نفر به شهادت رسیدند از جمله برادر مراد اسکندری، از بچههای منطقه فقیر نشین حصیر آباد که به دلیل سبک بستن قطارهای فشنگ به سینه و پشت، به زاپاتا معروف شده بود، هنگامی که قصد آوردن یک تانک به گل نشسته عراقی را داشت، به محض ورود به تنک با تلهای که نیروهای دشمن در آن کار گذاشته بودند، شهید شد. فرمانده عملیات، برادر غیور اصلی، نیز هنگام بازگشت به سوی اهواز به شهادت رسید. شهید غیور اصلی مسئولیت آموزش سپاه اهواز را به عهده داشت و در پادگانی که پس از شهداتش، پادگان شهید غیور اصلی نامیده شد، بچههای سپاه را آموزش میداد. پایان این عملیات را باید آغازی برای سپاه به شمار آورد.18 ماه بعد و زمانی که فرماندهان جوان سپاه در حال به دست گرفتن سرنوشت جنگ بودند با الگوگیری از «عملیات شهید غیور اصلی» تاکتیک رزمی سپاه را بنیان نهادند. تاکتیکی که تقریبا تا پایان جنگ 8 ساله، اصلی ترین عامل عملیاتی ایران محسوب می شد.به این ترتیب باید شهید علی غیور اصلی» را بنیانگذاز روش رزم سپاه دانست. پیکر پاک این سردار گمنام پس از شهادتش به تهران منتقل شد و در قطعه 24 بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.روحش با امیرالمومنین محشور باد.
با فرا رسیدن شب و اضافه شدن چند نفر دیگر از بچهها، در مجموع 28 نفر به فرماندهی برادر غیور اصلی به سمت دشمن حرکت کردند. بچهها تا سه راه حمیدیه را با ماشین رفتند و با پیاده شدن در کنار نخلستان، پیاده طی مسیر کردند و با رسیدن به نزدیکی دشمن، بچهها دو نفر، دو نفر و با فاصله 100 متر از یکدیگر، در غرب جاده سوسنگرد اهواز مستقر شدند در حالیکه یک تیپ از لشکر 9 زرهی در شرق جاده مستقر بود. زمین شرق جاده مزرعه و غرب آن باغستان بود. بچهها در غرب جاده مسلح به آرپیجی 7 در کمین نشستند در حالیکه هیچگونه سنگر و موضع قابل اعتماد وجود نداشت. خط خودی از سه راه حمیدیه تا گل بهار ادامه داشت و طول آن به حدود 1400 متر میرسید. در ابتدای خط یک بیسیم و در انتهای آن بیسیم دیگری بود. به بچهها گفته شد تا قبل از دستور، هیچگونه عکسالعملی نشان ندهند. ساعت 4 بامداد از ابتدا و انتهای خط اجرای آتش به سوی دشمن شروع شد و در پی آن تمام بچهها شلیک به سوی تنکهای عراقی را آغاز کردند. طولی نکشید که نیروهای عراقی شروع به فرار کردند. آنها حتی تعدادی از تانکهای سالم خود را رها کرده و به عقبنشینی پرداختند و بچهها تا گل بهار به تعقیب آنها پرداختند. با توجه به هماهنگی قبلی با هوانیروز، از گل بهار نقش عمده را هوا نیروز به عهده گرفت و تعقیب دشمن را ادامه داد. بخشی از تیپ 3 لشکر 92 ارتش که در پادگان حمیدیه مستقر بود نیز به همراهی بچهها به تعقیب نیروهای فراری ادامه داده و وارد سوسنگرد شدند. در سوسنگرد افراد گروهک خلق عرب دستگیر شده و بخشدار و فرمانداری که توسط عراقیها منصوب شده بودند دستگیر و توسط آیها... خلخالی به اعدام محکوم شدند رزمندگان در ادامه تعقیب دشمن وارد بستان شده و این شهر نیز آزاد شد و در مجموع نیروهای عراقی در این محور حدود 90 کیلومتر عقبنشینی کردند. طی شبیخون ابتدای این عملیات و حمله نخستی که ضربه اصلی را به دشمن وارد کرد، هیچ یک از بچهها آسیبی ندیدند ولی در ادامه عملیات 4 نفر به شهادت رسیدند از جمله برادر مراد اسکندری، از بچههای منطقه فقیر نشین حصیر آباد که به دلیل سبک بستن قطارهای فشنگ به سینه و پشت، به زاپاتا معروف شده بود، هنگامی که قصد آوردن یک تانک به گل نشسته عراقی را داشت، به محض ورود به تنک با تلهای که نیروهای دشمن در آن کار گذاشته بودند، شهید شد. فرمانده عملیات، برادر غیور اصلی، نیز هنگام بازگشت به سوی اهواز به شهادت رسید. شهید غیور اصلی مسئولیت آموزش سپاه اهواز را به عهده داشت و در پادگانی که پس از شهداتش، پادگان شهید غیور اصلی نامیده شد، بچههای سپاه را آموزش میداد. پایان این عملیات را باید آغازی برای سپاه به شمار آورد.18 ماه بعد و زمانی که فرماندهان جوان سپاه در حال به دست گرفتن سرنوشت جنگ بودند با الگوگیری از «عملیات شهید غیور اصلی» تاکتیک رزمی سپاه را بنیان نهادند. تاکتیکی که تقریبا تا پایان جنگ 8 ساله، اصلی ترین عامل عملیاتی ایران محسوب می شد.به این ترتیب باید شهید علی غیور اصلی» را بنیانگذاز روش رزم سپاه دانست. پیکر پاک این سردار گمنام پس از شهادتش به تهران منتقل شد و در قطعه 24 بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.روحش با امیرالمومنین محشور باد.
- ۴.۸k
- ۲۴ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط