{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه حسرتاےکوچیکی هستن

یه حسرتاےکوچیکی هستن
که پشت حرفات و خط و نشون
کشیدنات قایم شدن
ازهمونایی که غبارش میشینه
رو صورتت ومجبورت میکنه
روزےصد باربه سوال تکرارے
"چرادرهمی؟" جواب سربالا بدے
یه حسرتایی ازجنس صدات زدن
با میم مالکیت
ولمس حبه حبه قندے
که تو دلم آب میشد
دیدگاه ها (۲)

به جــــــایی رسیدم... ک خُــــــــدام ... وَقتی نگــــــــا...

گاهی دلم میسوزد برای شب،که غریبانه، وارثــــــِهزاران فکر،هز...

والله

....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط