سناریو
سناریو
(وقتی مجبوری تنهایی یک هفته به یک کشور دیگه بری)
بنگ چان: عمرا بزارم بری
ات: یااا..چانییی..مجبورم
بنگ چان: من بدون تو نمیتونمممم
ات: فقط یک هفتس زود برمیگردم
بنگ چان: اصلا دوست ندارم بری ولی میدونم مجبوری، اونجا کلی مراقب خودت باش و هر روزم بهت تصویری زنگ میزنمم ، باش؟
ات: باشه اوپاا
لینو: نهه نریاااا
ات: مجبورمممم
لینو: پس من شب کیو بوس کنمممم؟؟
ات: من چه میدونم یک هفته باید تحمل کنییی
لینو: هعی باشه دلم تنگ میشهههه
ات: منم همینطورر(همو بغل میکنید)
چانگبین: واقعا میریی؟؟
ات: قبلا که درموردش حرف زدیم مجبورمم
چانگبین: باشه، نبینم اونجا بری با یه پسره دیگه هااا اصلا بهشون نگاه نکن
ات: باشه باباااا
فیلیکس: منم میاااممم
ات: باید تنهایی برممم
فیلیکس: اخه خطرناکههه
ات: نگران نباش بابا بچه دو ساله که نیستم حواسم به خودم هست
فیلیکس: باشهه
هان:(بچه میزنه زیر گریه)
ات: واییی هانیییی(بغلش میکنی)فقط یک هفتس قول میدم زود میام فدات شمم
هان: خیلیی دلم تنگ میشههه، زود بیاا
ات: منم همینطور، زود میاممم
هیونجین: نمیزارم بریی(گرفتتت)
ات: وایی هیون داره دیرم میشه الان هواپیما میرههه
هیونجین: زود بیااا، باشههه
ات: باش عشقم مراقب خودت باش
هیونجین: تو هم همینطور بیبی من
سونگمین: چمدونتو جا گذاشتی
ات: نه اینجاست
سونگمین: لباس خوابتو نبردیی(داره بهونه میاره که نری)
ات: اوردمشون تو نگران نباش
سونگمین: هعی..باشه..دلم تنگ میشه
ات: منم همینطور اوپاا زود برمیگردم
سونگمین: باشه(بغلت میکنه)
ای ان: من تو این یک هفته چیکار کنممم بدون تووو
ات: نمیدونم هرکاری دوست داری
ای ان: خیلی دوستت دارم مراقب خودت باشیااا
ات: منم همینطور عشقم بای بای
ای ان: بایییی
چون اولین سناریوم بود بد شده،
شما به بزرگی خودتون ببخشید.
ممنون میشم نظرتون رو بهم بگید💘
(وقتی مجبوری تنهایی یک هفته به یک کشور دیگه بری)
بنگ چان: عمرا بزارم بری
ات: یااا..چانییی..مجبورم
بنگ چان: من بدون تو نمیتونمممم
ات: فقط یک هفتس زود برمیگردم
بنگ چان: اصلا دوست ندارم بری ولی میدونم مجبوری، اونجا کلی مراقب خودت باش و هر روزم بهت تصویری زنگ میزنمم ، باش؟
ات: باشه اوپاا
لینو: نهه نریاااا
ات: مجبورمممم
لینو: پس من شب کیو بوس کنمممم؟؟
ات: من چه میدونم یک هفته باید تحمل کنییی
لینو: هعی باشه دلم تنگ میشهههه
ات: منم همینطورر(همو بغل میکنید)
چانگبین: واقعا میریی؟؟
ات: قبلا که درموردش حرف زدیم مجبورمم
چانگبین: باشه، نبینم اونجا بری با یه پسره دیگه هااا اصلا بهشون نگاه نکن
ات: باشه باباااا
فیلیکس: منم میاااممم
ات: باید تنهایی برممم
فیلیکس: اخه خطرناکههه
ات: نگران نباش بابا بچه دو ساله که نیستم حواسم به خودم هست
فیلیکس: باشهه
هان:(بچه میزنه زیر گریه)
ات: واییی هانیییی(بغلش میکنی)فقط یک هفتس قول میدم زود میام فدات شمم
هان: خیلیی دلم تنگ میشههه، زود بیاا
ات: منم همینطور، زود میاممم
هیونجین: نمیزارم بریی(گرفتتت)
ات: وایی هیون داره دیرم میشه الان هواپیما میرههه
هیونجین: زود بیااا، باشههه
ات: باش عشقم مراقب خودت باش
هیونجین: تو هم همینطور بیبی من
سونگمین: چمدونتو جا گذاشتی
ات: نه اینجاست
سونگمین: لباس خوابتو نبردیی(داره بهونه میاره که نری)
ات: اوردمشون تو نگران نباش
سونگمین: هعی..باشه..دلم تنگ میشه
ات: منم همینطور اوپاا زود برمیگردم
سونگمین: باشه(بغلت میکنه)
ای ان: من تو این یک هفته چیکار کنممم بدون تووو
ات: نمیدونم هرکاری دوست داری
ای ان: خیلی دوستت دارم مراقب خودت باشیااا
ات: منم همینطور عشقم بای بای
ای ان: بایییی
چون اولین سناریوم بود بد شده،
شما به بزرگی خودتون ببخشید.
ممنون میشم نظرتون رو بهم بگید💘
- ۳۶۳
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط